فارکس رایگان در افغانستان

چگونه یک مدیر مالی شویم؟

  1. تقاضای اجرائیه برای وصول مطالبات: اگر مدیر اظهار نامه را به مالک بدهکار ارسال کند اما او همچنان از پرداخت بدهی‌اش سر باز بزند، این حق برای مدیر وجود دارد که تقاضای صدور اجرائیه کند.بدین ترتیب دفتر اسناد رسمی اجرائیه را صادر می‌کند و معادل بدهی بدهکار اموالش ضبط شده و پس از ارزیابی قیمت به حراج گذاشته می‌شود. درآمد کسب شده از چگونه یک مدیر مالی شویم؟ طریق حراج صرف وصول طلب ساختمان می‌شود.
  2. طرح دعوی جهت وصول مطالبات: مدیر می‌تواند علاوه بر تقاضای اجرائیه از طریق طرح دعوی در دادگاه نیز نسبت به وصول مطالبات ساختمان از مالک یا مالکین بدهکار اقدام کند.
  3. درخواست از وزارت مسکن برای انتخاب کارشناس: ممکن است تعدادی از اعضای ساختمان معتقد باشند که عمر مفید ساختمان به پایان رسیده و به خاطر فرسودگی احتمال خطر یا ضرر مالی و جانی وجود دارد و از همین رو درخواست تجدید بنا داشته باشند.
    اما در عوض تعدادی از ساکنین ممکن است با این درخواست مخالف باشند.در این جا مدیر ساختمان وظیفه دارد از وزارت مسکن و شهرسازی درخواست کند تا سه نفر کارشناس رسمی دادگستری برایشان ارسال کند تا در این مورد قضاوت کنند. نظر کارشناسان فصل‌الخطاب خواهد بود.
  4. بازسازی مجموعه پس از تصویب مجمع عمومی: اگر مجمع عمومی با اکثریت آرا تصویب کند که ساختمان بازسازی شود، وظیفه‌ مدیریت فرآیند بازسازی بر عهده‌ مدیر ساختمان یا هیئت مدیره است.
  5. درخواست تخلیه واحدهایی که در بازسازی همکاری نمیکنند: هر چند که فرآیند بازسازی پس از تصویب مجمع عمومی آغاز می‌شود، اما ممکن است تعدادی از مالکین رضایتی به این کار نداشته باشند.این افراد ممکن است با عدم تخلیه در بازسازی ملک اخلال ایجاد کنند.
    در اینجا مدیر وظیفه دارد از دادگاه دستور تخلیه ساختمان را درخواست کند. البته باید پیش از آن سایر مالکان برای فرد مذکور مسکن مناسب را تامین کرده باشند.

آموزشگاه کامپیوتر و حسابداری عصرنخبگان

امنیت اقتصادی و داشتن یک شغل، با حقوق ثابت برای اکثر جوانان این مرز و بوم به دغدغه اصلی تبدیل شده است. اکثر افراد که در حال حاضر بیکار هستند، تحصیل کرده اند و همچنین دارای مدارک علمی هستند، اما متاسفانه زیر ساخت ها برای بسیاری از رشته های موجود در دانشگاه ها مناسب نیست و دانشجو بعد از فارغ التحصیلی در این رشته ها کاملا مایوس می شود. به همین خاطر است که اکثر مشاوران و فعالان در حوزه کنکور و انتخاب رشته، بر این عقیده اند که قبل از انتخاب رشته به بازار کار توجه کنید و حتما با چندین نفر متخصص درآن زمینه گفت و گو کنید تا دیدی منطقی و واقع گرایانه نسبت به رشته انتخابی خود و بازار کاری که قرار است با آن مواجه شوید، داشته باشید.

رشته حسابداری، یکی از معدود رشته هایی است که تا به الان اشباع نشده و هر شرکت، هرچقدر کوچک نیازمند یک فرد متخصص در زمینه حسابداری می باشد. حسابداری یک سیستم اطلاعاتی بسیار مفید برای مدیران شرکت هاست تا بتوانند تصمیمات مالی بهتری برای شرکت خود بگیرند. اشخاص حقیقی، شرکت ها، موسسات و همچنین دولت نیازمند یک سری اطلاعات و اعداد و ارقام قابل اتکا هستند تا بتوانند منابع مالی خود را کارآمدتر توزیع کنند و به بهترین نتیجه دست یابند. اگر شما در رشته حسابداری تحصیل کرده اید باید بدانید که شما در زمینه ها و مقام های مختلفی قادر به کار هستید، که این موضوع یکی از مزیت های این رشته نسبت به سایر رشته ها می باشد.

امروزه با پیشرفت تکنولوژی و توسعه چشمگیر فعالیت های اقتصادی، روش های حسابداری نیز به روزتر شده اند تا بتوانند بیش از پیش جوابگوی نیازهای اقتصادی افراد باشند. همانطور که گفته شده فارغ التحصیلان رشته حسابداری میتوانند عهده دار وظایف مختلفی در شرکت ها و بدنه دولت شوند مثل: حسابداری مالیاتی وکیل مالیاتی، حسابداری دولتی، حسابداری صنعتی، حسابداری بیمه.

مهارت های مورد نیاز برای ورود به بازار کار حسابداری

تمام واحد های تجاری دولتی، غیردولتی و خصوصی نیازمند افرادی متخصص در زمینه های گفته شده هستند. یکی دیگر از مزیت های این رشته این است که بسیار پویاست، به این معنی که شما می توانید ارتقا درجه داشته باشید و اگر شما پتانسیل رشد داشته باشید می توانید ترفیع بگیرید و همیشه یک کارمند ساده باقی نمانید. با به روز کردن اطلاعات و دانش مالی خود میتوانید، پس از مدتی به سمت مدیر ارشد مالی یک شرکت دست یابید و از حقوق و مزایای بهتری بهره ببرید. اگر می خواهید شانس خود را برای ورود به بازار کار در رشته حسابداری افزایش دهید باید دانش و مهارت های خود را در این چگونه یک مدیر مالی شویم؟ زمینه ها بسیار بالا ببرید تا به موفقیت مطلوبی برسید. این مهارت ها عبارتند از:

  • تسلط به نرم افزار اکسل
  • آشنایی کامل با اینترنت و مهارت های ICDL
  • تسلط کامل به قوانین مالیاتی
  • تسلط کامل به قانون کار و قوانین تامین اجتماعی

داشتن مهارت های ارتباطی که در کسب موفقیت شما بعد از دانش حسابداری اصلی ترین نقش را ایفا میکند. یکی از توصیه های افراد خبره در چگونه یک مدیر مالی شویم؟ این زمینه به تازه کاران در این حرفه این است که، قبل از ورود رسمی به بازار کار، افراد سعی کنند که حتما یک دوره کار روزی نزد افراد ماهر ببینند و به این ترتیب با فراز و نشیب های یک فرد حسابدار آشنا خواهند شد و تجربه کافی را در این زمینه کسب خواهند کرد. یک مدیر مالی باتجربه می تواند خط فکری شما را تغییر دهد و باعث شود در آینده موفقیت های زیادی کسب کنید.

درآمد مناسب این رشته باعث شده است تا افراد زیادی به این رشته علاقه مند شوند، پس باید بدانید که رقابت برای بدست آوردن یک پوزیشن شغلی بسیار زیاد است و شما می بایست پشتکار زیادی داشته باشید و تنها به اطلاعاتی که از دانشگاه کسب کرده اید اکتفا نکنید و هر روزه و به طور مدوام به اطلاعات خود اضافه کنید. در محاسبات حسابداری از نرم افزار های مختلفی استفاده می شود، اگر در بعضی از این نرم افزار ها حرفه ایی نیستید هرگز نا امید نشوید و با تمرین مداوم خود را به سطح قابل قبولی برسانید.

همانطور که گفته شد بازار کار رشته حسابداری بسیار متنوع است نکته ایی که در هنگام ورود به بازار کار مهم است، این است که چشم اندازی حدودا 5 ساله برای خود در نظر بگیرید و باتوجه به حوزه مورد علاقه خود به دنبال کار بگردید. علاقه مندی به کاری که انجام می دهید باعث می شود شما به طور خستگی ناپذیری تلاش کنید و بسیار سریع تر رشد خواهید کرد. یکی دیگر از ویژگی های بسیار خوب این رشته این است که شما می توانید تنها به همکاری با یک شرکت اکتفا نکنید و به صورت حسابرس داخلی یا حسابرس مستقل نیز با شرکت های دیگر همکاری کنید و درآمد خود را افزایش دهید. انعطاف پذیری این شغل بسیار در پیشرفت افراد تاثیر گذار است به همین دلیل است که، حسابداری به رشته پولساز معروف شده است و خواهان بسیار زیادی دارد. اگر شما بهترین خود را ارائه دهید قطعا بیکار نخواهید ماند.

فرمولی برای سرمایه‌گذاری؛ چگونه وارد بازارهای مالی شویم

سرمایه‌گذاری، تعهد پول یا سرمایه برای خرید مالی وسایل یا دارائی‌های دیگر، به جهت منفعت برگشت های سودمند و مفید در قالب بهره، سودسهام یا قدردانی از ارزش وسایل است.

فرمولی برای سرمایه‌گذاری؛ چگونه وارد بازارهای مالی شویم

محمد طاهریان

مشاور بازارهای مالی

فوق لیسانس MBA از دانشگاه علم و صنعت ایران

سرمایه‌گذاری، تعهد پول یا سرمایه برای خرید مالی وسایل یا دارائی‌های دیگر، به جهت منفعت برگشت های سودمند و مفید در قالب بهره، سودسهام یا قدردانی از ارزش وسایل است.

در علم اقتصاد، سرمایه‌گذاری یعنی خرید کالایی که در حال حاضر مصرف نمی‌شود اما در آینده فرد به آن نیاز پیدا خواهد کرد و آن کالا برای او سودآور خواهد بود. امروزه اما سرعت نوآوری در صنعت مالی جهان، به شکلی شده که تقریبا هر ساله شاهد پیدایش ابزارهای مالی نوین، تکنیک های جدید تجزیه و تحلیل و یافته هایی تازه در زمینه نظریه های مالی هستیم.

البته تصور بسیاری از مردم از بازارهای مالی با ترس و نگرانی همراه است و در اکثر مواقع به یکدیگر توصیه می‌کنند وارد چنین بازارهایی نشوند زیرا بسیار پرخطر هستند و هر لحظه ممکن است دارایی‌شان را از دست بدهند.

آیا شناخت درستی از بازار های مالی وجود دارد ؟

واقعیت این است که آنان شناخت درستی از فعالیت این نوع بازار نداشته و تجربه ای از حضور در آن ندارند. آنان همواره از دور شاهد فعالیت سهامداران و سرمایه گذاران بوده‌اند و کسانی را نیز دیده‌اند که یک شبه همه پولشان را باخته‌اند.

کارشناسان اقتصادی معتقد هستند؛ این نوسان و ریسک، جذابیت بورس است و سهامداران می توانند به سادگی و با مدیریت، سود خود را از سرمایه گذاری شان در سهام به دست آورند و یک ریسک متعادل را ترسیم کنند و با آگاهی از فرمول سرمایه گذاری به هدف خود برسند.

اما این روی بد سکه است. آیا نمی‌توان در بازارهای مالی کار کرد و درآمد خوبی داشت، بدون اینکه تمام سرمایه را از دست بدهیم؟ آیا فرمولی وجود دارد که به ما بگوید چگونه در بازارهای مالی منطقی عمل کنیم؟ پاسخ تمام این پرسش‌ها را می‌‌خواهیم در این نوشتار بررسی کنیم.

خودشناسی

در ابتدا بهتر است از خودشناسی بگوییم. شما خودتان چگونه یک مدیر مالی شویم؟ و ذهنتان را چقدر می‌شناسید؟ شخصیت کاری را چگونه ارزیابی کرده و به میزانی که واقعا دوست دارید، درآمد کسب می‌کنید؟ چه برنامه‌ای برای ارتقای آن دارید؟

توصیه این است که جواب تمام سوالات بالا را برای خودتان مشخص کنید و در حد امکان روی کاغذی بنویسید. این کار باعث می‌شود ذهتان بیشتر روی اهدافی که دارید متمرکز شود و برای آن راهی پیدا کند. نکته مهم درباره لزوم چگونه یک مدیر مالی شویم؟ این کار این است که شما بدون خودشناسی نه تنها در بازارهای مالی که در هیچ کار دیگری موفق نخواهید بود. چرا که ذهنتان هیچ هدفی ندارد که برای دستیابیش حرکت کند.

واقعیت و ماهیت

بازارهای مالی، بسیار جذاب، بسیار پرسود، بسیار خطرناک و بسیار پرریسک هستند. این چهار واژه به خاطر بسپارید، چرا که آنها همیشه در رابطه با بازارهای مالی کنار هم هستند. هر بازاری که دارای سود زیاد باشد، ریسک بالایی هم دارد. اما این امر بدان معنی نیست که ورود به بازارهای مالی تنها با ریسک همراه است و به نوعی باید عنصر شانس کمکتان کند. بلکه بازارهای مالی مانند هر نوع بازار یا کسب و کار دیگری دارای منطق و اصول خودش است که اگر رعایت شود، می‌تواند سود و لذت را همراه با یک ریسک متعادل در پی داشته باشد. بنابراین این نوع بازار می‌تواند بستر بسیار خوبی برای تحقق اهدافتان باشد. همان اهدافی که چند لحظه پیش در ذهنتان مرور کرده‌اید.

وارد بازارهای مالی شوید

سه نوع تیپ شخصیت سرمایه‌گذاری وجود دارد و برای ورود بازارهای مالی باید بدانید که جزو کدامیک از تیپ‌های شخصیتی سرمایه‌گذاری هستید.

1. معامله‌گر Trader: کسانی که دارای این تیپ هستند، به نوعی عاشق خرید و فروش و معامله هستند. اینکه کالا یا خدمتی را بخرند و در قیمت بالاتر بفروشند. این نوع افراد همیشه به دنبال قیمت‌های پایین برای خرید هستند و تا جایی که می‌شود برای افزایش قیمت صبر می‌کنند. برای یافتن یک شخصیت معامله‌گر حتما نیاز نیست در بازارهای مالی جستجو کنید، هر کسی که چیزی را بخرد و در قیمت بالاتر بفروشد، یک معامله‌گر است.

2. سرمایه‌گذار Investor : این شخصیت عمدتا حوصله خرید و فروش در بازه‌های کم را ندارند. آنها همیشه در جستجوی جایی هستند که پولشان را سرمایه‌گذاری کنند و در پایان هر ماه یا هر سال سود بگیرند ریسک کمتری را نسبت به تیپ معامله‌گر قبول می‌کند و غالبا در پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کند که بداند حداقل تضمینی برای بازگشت سرمایه وجود دارد.

3. بازاریاب Marketing person: بازاریاب‌ها عاشق جذب افراد و فروش محصولاتشان و برقراری ارتباط با دیگران هستند. یک بازاریاب وقتی موفق به فروش محصولش می‌شود، لذت می‌برد و به هدفش رسیده است. آنها همچنین همیشه به دنبال جذب افراد در پلتفرم‌های گوناگون هستند تا بدین شکل درآمدزایی کنند. بازاریاب‌ها از ایجاد ارتباط با دیگران بسیار لذت می‌برند.

22

اکنون خود را بشناسید و پس از شناخت خود آیا حاضر هستید چندین ساعت در روز بازار را رصد کنید و به تحلیل نمودارها بپردازید و خرید و فروش کنید؟ یا اینکه می‌خواهید فقط پولی را سرمایه‌گذاری کنید و وقتی به سود رسید آن را برداشت نمایید؟ آیا تحمل ضرر در بازار را دارید؟ آیا از ارتباط با دیگران لذت می‌برید و همیشه به دنبال ایجاد ارتباط هستید؟

اغلب شخصیت های فعال در بازار سرمایه ترکیبی هستند مثلا فردی 60درصد معامله‌گر است و40 درصد سرمایه‌گذار. و فعالیتش در بازارهای مالی بر طبق ترکیب شخصیتی تنظیم می کند.

البته فرد باید بداند به کدامیک از بازارهای مالی علاقه بیشتری دارد و می‌تواند در آن پیشرفت کند. آیا بازار سهام را بیشتر می‌پسندد یا بازار ارزهای دیجیتال؟ شاید هم در بازارهای نفت و طلا و دیگر کالاها استعداد و علاقه داشته باشد. البته گاهی هم این علاقه ترکیبی است و مثلا یک فرد هم می‌تواند در بازار سهام خرید و فروش کند و هم در بازار ارزهای دیجیتال.

فرمولی برای سرمایه گذاری

سوالی که همواره ذهن سهامداران را به خود مشغول می کند این است، چگونه سرمایه خود را مدیریت نماییم تا ریسک را به پایین‌ترین حد خود کاهش دهیم. برای این مهم فرمولی وجود دارد که رعایت آن می‌تواند در بازارهای مالی موفقیت را به همراه آورد و ضرر زیادی به سهامداران تحمیل نکند.

برای شروع ابتدا باید کل سرمایه زندگی خود را به صورت مبلغ درآورید (چه ریالی یا دلاری). حال طبق این درصدها سرمایه خود را تقسیم کنید:

۵۰ درصد سرمایه امن: بدین معنی که نیمی از سرمایه کل زندگی شما باید در امنیت باشد و روی چیزهایی سرمایه‌گذاری شده باشد که نوسان بسیار کمی دارند. مانند خانه، زمین، طلا و دیگر سرمایه‌گذاری‌هایی که مطمئن هستید نوسان قیمتی کمی دارند و از بین نمی‌روند. اینگونه یک امنیت خاطر خوبی برای خودتان فراهم می‌کنید که به شما برای کار در بازارهای مالی کمک می‌کند.

۱۰ درصد سرمایه آزاد: سعی کنید همیشه 10 درصد سرمایه‌تان به صورت نقد همراه داشته باشید تا اگر زمانی فرصتی پیش آمد که تشخیص دادید باید چیزی بخرید، پول داشته باشید. مثلا گاهی پیش می‌آید که شخصی زمینش را می‌خواهد به زیر قیمت بفروشد و به شما می‌گوید. در این صورت اگر سرمایه آزاد نداشته باشید این فرصت را از دست می‌دهید.

۱۰ درصد ملزومات دارای ریسک: اگر می‌خواهید وسایلی که ریسک نسبتا بالایی دارند مانند خودرو را خریداری نمایید، بهتر است تنها 10 درصد کل سرمایه خود را به آن اختصاص دهید. اینگونه اگر خسارتی به آن وسایل وارد شد، توانایی جبرانش را خواهید داشت.

۳۰ درصد سرمایه‌گذاری در بازار: هنگامی که می‌خواهید وارد بازارهای مالی و یا هر سرمایه‌گذاری دیگری شوید، تنها 30 درصد سرمایه‌تان را مصرف کنید. و از همه مهمتر اینکه سهم مورد نظر برای سرماهی گذاری را به سه سبد 10 درصدی تقسیم کنید و به اصطلاح پرتفوی سرمایه‌گذاری داشته باشید تا اگر یکی از سبدها ضرر کرد، سود سبد دیگر آن را جبران کند. به طور کلی سعی کنید همه مبلغی را که برای سرمایه‌گذاری در نظر می‌گیرید، تنها در یک سبد نباشد.

11

قطعا با فرمول سرمایه گذاری تدوین شده و مدیریت سرمایه نه تنها می توان آن را به سود رساند بلکه لذت سرمایه گذاری به یکی از عادات هیجان انگیز هر سهامدار در بازار سرمایه تبدیل می شود. به عبارتی، اگر با این فرمول وارد بازارهای مالی شوید، دیگر از آن دسته انسان‌هایی نخواهید بود که می‌گویند بازارهای مالی خطرناک هستند و باید از آن دوری کرد بلکه همواره روی خوش سکه این بازار ها را خواهید دید.

در پایان اگر تمام فرمول را نیز بکار بگیرید برای فعالیت در بازارهای مالی بهتر است یک فرد با تجربه در کنار خود داشته باشید. مانند کسی که می‌خواهد شنا یاد بگیرد و در کنار یک شناگر دیگر در قسمت عمیق استخر شیرجه می‌زند حضور یک فرد با تجربه و آگاه از بازی ها و نوسانات بورس برای هر سرمایه گذاری از ملزومات به شمار می رود و حضورشان خالی از لطف نیست. آنان می توانند؛ کمک کنند تا مسیر شفاف شود وسهامدار، ابزارهای معاملاتی را بشناسد؛ به خوبی از آنها بهره ببرد و لذت مدیریت سرمایه گذاری را با کمترین ریسک شاهد باشد.

چگونه به عنوان مدیر یک کوچ اثربخش شویم؟

در گذشته نه چندان دور شما با داشتن دانش تخصصی و کمی دانش مدیریتی به عنوان یک مدیر می‌دانستید که چه کاری را باید برای موفقیت سازمان انجام دهید و به کارکنان نیز می‌آموختید چه کاری را انجام دهند و بعد با استفاده از ابزارهای کنترلی و کمی چاشنی دستور، عملکرد آن‌ها را اندازه می‌گرفتید. اما امروزه تغییرات سریع و مداوم باعث شده آنچه در گذشته توفیق یافته است، دیگر راهنمایی برای موفقیت در آینده نباشد. مدیران قرن بیست و یکم به سادگی همه جواب‌های درست را ندارند و برای مقابله با این واقعیت جدید، شرکت‌ها از شیوه‌های سنتی کنترل و فرمانداری به سمت روش‌های بسیار متفاوتی فاصله می‌گیرند.

امروزه موفقیت به عنوان یک رهبر کار دشواری است. به عنوان یک رهبر، موفقیت شما به طور مستقیم با موفقیت کسانی که با تیم شما سنجیده می‌شود، در واقع موفقیت آن‌ها موفقیت شماست. اعضای تیم برای موفقیت به شما تکیه می‌کنند و شما به آن‌ها اعتماد می‌کنید. بنابراین چه شما یک مدیرعامل، یک مدیر دولتی، یک مدیر بخش، یک مدیر پروژه و یا هر نوع رهبری باشید، باید بدانید که چگونه تیم خود را کوچ کنید. به طور خلاصه نقش مدیر در حال تبدیل شدن به یک کوچ است.

برای رهبرانی که به گفتن این که کارکنان چه کارهایی را برای حل مشکلات عملکرد انجام دهند، عادت دارند، این تغییر بسیار سخت است و می‌تواند از نظر روانی ناراحت کننده باشند، زیرا آنها را از معروف ترین ابزار مدیریتی خود محروم می‌کند: اقتدار

نیاز به کوچینگ هرگز تا این اندازه نبوده است. تحقیقات گالوپ نشان می‌دهد که تیمی که به شدت فعالیت می‌کند دو برابر شانس برای موفقیت و عملکرد شغلی بهتر دارد. کارکنان کوشا مولدتر، سودآورتر، وفادارتر و مشتری مدارتر هستند. مهم‌تر از همه، این تحقیقات نشان می‌دهد که یک مدیر مستقیم بیشترین تاثیر را بر سطح کوشایی کارکنان دارد. به همین دلیل است که هر رهبر یا مدیر باید به یک کوچ بزرگ تبدیل شود. اما بسیاری از مدیران و رهبران ما برای انجام این کار آمادگی ندارند. اغلب رهبران دارای مهارت‌های فنی، تخصصی، مالی، بازاریابی، مدیریت کسب و کار و … هستند اما آن‌ها نمی‌دانند که چطور یک کوچ موثر باشند.


در کارگاه‌هایی که دارم زمانی که از کارکنان در خصوص بهترین مدیری که تا الان داشتند می‌پرسم به افرادی اشاره می‌کنند که اعتماد به نفس داشته و متواضع هستند، توانایی ایجاد اعتماد دارند، عمیق می‌شنوند، رفتاری صمیمی و دوستانه داشته و در دسترس هستند و در عین حال اقتدار طبیعی و کرامت انسانی داشته و احساسات انسانی خود را پنهان نمی‌کنند و همه این‌ها از ویژگی‌های یک کوچ است.

نکته جذاب این است که کارکنان هم می‌خواهند شما آن‌ها را کوچ کنید.

چندی قبل دانشکده کسب و کار دانشگاه کلمبیا در حدود 10 هزار نفر را مورد بررسی قرار داد که آیا آن‌ها دوست دارند یک کوچ داشته باشند؟ تقریبا همه گفتند که از کوچینگ استقبال می‌کنند، اما با وجود همه این شواهد ما در جایگاه مدیر ظاهرا کمتر از ابزاری بجز کنترل کردن کارکنان بهره می‌گیریم.

اما کوچینگ چیست؟

کوچینگ چیزی فراتر از مشاوره و یا نصیحت کردن است. یک مجموعه‌ی خاص از شایستگی‌ها، مهارت‌ها و رفتارها است و یک نوع خاص از نیت و شخصیت خوب را می‌طلبد. شاید بهترین تعریف کوچینگ شکوفایی توانایی های نهفته یک انسان دیگر است. کوچینگ به طور مثبت بر طرز فکر، قلب و رفتار فرد تاثیر می‌گذارد به طوری که این فرد دیگر همان شخص قبلی نخواهد بود.

کوچینگ به افراد دستور نمی‌دهد به این دلیل که دارای قدرت و عنوان هستند.

افراد را نصیحت نمی‌کند.

افراد را درمان نمی‌کند.

کوچینگ درباره‌ی ایجاد حس همدلی و اعتماد، بیشتر گوش دادن به جای حرف زدن، تعیین اهداف صریح، طرح سوالات قدرتمند، ارائه و دریافت بازخورد و قضاوت نکردن و بی‌طرف بودن، شکوفا کردن توانایی‌های فرد، ایجاد تعهد و اجرای اهداف است.


مشکل این است که این گونه مکالمات معمولا به ندرت بین مدیران و کارکنان شکل می‌گیرد، زیرا معمولا رئیس‌ها تصور می‌کنند حتما برای افراد زیردست خود راه حل ارائه کنند. این حس ناشی از میل اصیل کمک کردن است، اما این نوع کمک اصلا مفید نبوده و منجر به پرورش کارمندان فاقد اعتماد به نفس و ترسو می‌شود. به عنوان یک مدیر در نقش کوچ احساس نمی‌کنید که فقط خودتان همه چیز را می‌دانید باید همه اتفاقات شرکت را تحت کنترل داشته باشید یا فورا برای حل و فصل مشکلات خودتان را وسط بیندازید و دیگر گفتن نمی‌دانم برای شما دشوار نخواهد بود. وقتی از دیدگاه کوچینگ عمل می‌کنید به تدبیر دیگران باوردارید.

اما مدیران بزرگ در نقش کوچ‌ چه ویژگی‌هایی دارند؟

یک کوچ بزرگ اعتماد ایجاد می‌کند.

اعتماد اولین اصل کوچینگ است. تمام کوچینگ موثر با درک تعهد بزرگ به قابل اعتماد بودن آغاز می شود. نزدیک شدن به فردی دیگر نیازمند اعتماد عمیق است. زمانی که افراد به خود اجازه می‌دهند که آسیب پذیر باشند، کوچ باید متعهد باشد که اطلاعات شخصی را به شدت محرمانه نگه دارد. این مهمترین جنبه از نقش کوچ است.

هر رهبر یا مدیر یا کوچ یک برند شخصی اعتماد و یا عدم اعتماد دارد. اعتبار داشتن از ریشه credere سرچشمه می‌گیرد، که به معنای باور داشتن است. هر کسی که انتظار داشته باشید با موفقیت او را کوچ کنید، نخست باید به شما باور داشته باشد.

چقدر کارکنانتان به شما باور دارند؟

یک کوچ بزرگ یک شنونده درخشان است.

همه انسان‌ها داستان‌هایی دارند، داستان‌هایی که برایشان مهم است، جایی که بوده‌اند، جایی که اکنون هستند و جایی که می‌خواهند یک روز، یک سال، یا پنج سال دیگر باشند. یک کوچ خوب باید داستان‌های شخصی خود را کنار بگذارد و به طور کامل گوش دهد، هیچ جایگزینی برای شنیدن درباره رویاها، امیدها، آرزوها، ناامیدی‌ها، شکست‌ها و ترس‌ها از زبان خود افراد وجود ندارد. یک کوچ بزرگ اطلاعات را با گوش دادن با قلب برای احساسات، گوش دادن با گوش برای محتوا و گوش دادن با چشم برای پیدا کردن نشانه ها جمع آوری می‌کند و اینجاست که عنصر روح به روح گفت و شنود وارد بازی می‌شود.

یک کوچ بزرگ قدرتمندانه سوال می‌پرسد و بازخورد می‌دهد.

اساس کار یک کوچ سوال پرسیدن است بهترین کوچ‌‌ها با توجه به سوالات خردمندانه‌‌ای که می‌پرسند متمایز می‌شوند؛ نه بر اساس پاسخ هوشمندانه‌‌ای که می‌‌دهند، زیرا قصد یافتن تشنگی است و نه سیراب کردن، پرسش‌های قوی و تاثیرگذار باعث می‏‌شود تا کنجکاوی افراد برانگیخته شده و به دنبال پاسخ بروند. پرسش‌های کوچینگ زمانی قدرتمند هستند که منجر به اکتشاف متفکرانه از جانب مراجع شوند.

همچنین کوچ باید آیینه مراجع، بازتاب دهنده صدای او، تسهیل کننده و راهنما برای بالا بردن آگاهی او باشد. کوچینگ یک سبک مدیریتی است که از طریق پرسیدن سؤالات قدرتمند به افراد کمک می‌کند که هویت خود را به دست ‌آورند.

به عنوان مدیر فراموش نکنیم که افراد داستان‌های خود را خلق می‌کنند. مدیران بزرگ در نقش کوچ با ایجاد محیط قابل اعتماد شرایطی را ایجاد می‌کنند که کارکنان خود، تغییرات را رقم بزنند. کارکنان از طریق کوچینگ می‌توانند راه حل‌های خود را بیابند، مهارت‌‌های خود را توسعه دهند و دیدگاه‌ها و رفتارهای خود را تغییر دهند.

دکتر استفن کاوی می‌گوید: ” تغییر، تغییرات واقعی، از درون می‌آید، نه از بیرون. این مساله از هرس کردن شاخ و برگ‌های رفتار و نگرش، با گفتن یا مشاوره، با ثابت کردن یا آموزش ایجاد نمی‌شود بلکه این امر از توجه به ریشه به وجود می‌آید. ساختار تفکر ما، اصول ما و پارادایم‌های بنیادی ماست که شخصیت‌مان را تعریف می‌کند و لنزی ایجاد می‌کند که از طریق آن جهان را می‌بینیم”.

منابع:

The Leader as Coach/harvard business review/ December 2019

ما در برنامه توسعه مدیران آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با عنوان رهبر خوبی باش به مدیران کمک می‌دهیم نقش کوچینگ را در کنار سایر نقش‌های خود یاد گرفته و تمرین کنند.

مدیر ساختمان کیست و چه وظایفی دارد؟

هیئت مدیره ساختمان

جوامع انسانی فارغ از اندازه‌شان برای اینکه به مشکل بر نخورند به دو چیز نیاز دارند: قانون و مدیری برای اجرای آن قانون. مجتمع‌های مسکونی نیز نمونه‌ کوچکی از جوامع انسانی‌اند و به همین دلیل است که هر مجتمع باید برای خودش یک مدیر ساختمان یا چند مدیر تحت عنوان هیئت مدیره انتخاب کند. به همین خاطر باید با مفاهیمی چون قانون تملک آپارتمان‌ها ، مجمع عمومی ، مدیر ساختمان و … آشنا بود .

اینکه مدیر ساختمان چطور باید انتخاب شود یا چه وظایفی دارد و محدوده اختیاراتش تا کجاست در قانون تملک آپارتمان‌ها تعیین شده است. اما بسیاری از افراد با این قانون آشنایی ندارند به همین دلیل می‌خواهیم در این مطلب نگاهی به این قانون بیندازیم و ببینیم مدیر ساختمان (یا هیئت مدیره ساختمان) کیست و چه وظایفی دارد.

هیئت مدیره ساختمان

با مجمع عمومی آشنا شوید

بر اساس قانون تملک آپارتمان‌ها مجمع عمومی عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیرنده در خصوص ساختمان است. مالکین تمام واحدهای ساختمان در این مجمع عضوند و حق رای دارند. مستاجرین عضو رسمی مجمع عمومی ساختمان محسوب نمی‌شوند، ولی شرکت کردنشان در جلسات مجمع پسندیده است و نظرات و پیشنهاداتشان می‌تواند راهگشا باشد.
وظایف و اختیارات مجمع عمومی ساختمان که در قانون تملک آپارتمان‌ها آمده، به شرح زیر است:

  • انتخاب مدیر ساختمان (یا هیئت مدیره) و رسیدگی به عملکرد او
  • تصمیم‌گیری در مورد اداره امور ساختمان
  • تصویب گزارش درآمد و هزینه‌های سالانه ساختمان
  • تصمیم‌گیری در مورد پس‌انداز برای امور مربوط به حفظ، نگهداری و تعمیر ساختمان
  • دادن اختیار به مدیر برای انعقاد قراردادهای لازم برای اداره ساختمان
  • تصویب و تغییر مقررات ساختمان در چهارچوب قانون کشور

مجمع عمومی باید سالانه حداقل یک بار تشکیل شود و ریاست جلسات مجمع هم بر عهده‌ مدیر ساختمان است. اگر مدیر یا هیئت مدیره ساختمان یا حداقل سه نفر از مالکین ساختمان درخواست داشته باشند می‌توان جلسه‌ فوق‌العاده‌ای برای مجمع عمومی در نظر گرفت. البته باید یک هفته پیش از تشکیل جلسه به صورت مکتوب، تلفنی، فکس یا ایمیل تشکیل جلسه به اطلاع مالکین برسد.

هیئت مدیره ساختمان

نکته‌ مهم در جلسات مجمع عمومی آن است که باید بیش از نصف مالکین یا نمایندگان آنان در جلسه حضور داشته باشند تا جلسه رسمیت پیدا کند. اگر تعداد افراد حاضر به حد نصاب نرسد باید جلسه را برای پانزده روز بعد تجدید کرد.

اگر در جلسه دوم هم تعداد به حد نصاب نرسید بار دیگر جلسه برای پانزده روز دیگر تجدید می‌شود و تصمیم ات جلسه‌ سوم فارغ از اینکه تعداد شرکت‌کنندگان به حد نصاب رسیده باشد یا نه رسمیت خواهد داشت.

مصوبات مجمع عمومی تنها زمانی معتبر است که دو سوم مالکین حاضر در جلسه به آن رای داده باشند. تمامی تصمیمات گرفته شده در جلسات مجمع عمومی باید صورت‌ جلسه شده و مدیر ساختمان آن‌ را نگهداری کند.

مدیر ساختمان کیست؟

مدیر ساختمان مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجرای تصمیماتی است که مجمع عمومی می‌گیرد. مدیر باید در جلسه‌ سالانه مجمع به مدت یک ‌سال با رای مالکین ساختمان انتخاب شود.

در مورد انتخاب مجدد یک فرد به عنوان مدیر محدودیتی وجود ندارد، هرچند توصیه می‌شود این منصب به صورت چرخشی بین مالکین دست به دست شود تا همه نسبت به ساختمان احساس مسئولیت پیدا کنند. ذکر این نکته نیز لازم است که مدیر ساختمان می‌تواند از اشخاص حقیقی یا حقوقی خارج از ساختمان هم باشد.

مجمع عمومی می‌تواند به جای یک مدیر، چند مدیر انتخاب کرده و هیئت مدیره ساختمان را تشکیل دهد. هیئت مدیره ساختمان از نظر اختیارات و وظایف تفاوتی با مدیر ندارد. فقط باید به این نکته توجه کرد که تعداد اعضای هیئت مدیره فرد باشد تا هنگام رای‌گیری تشخیص رای اکثریت با مشکل مواجه نشود.

اگر پیش از پایان مدت ماموریت، مدیر یا سه نفر از اعضای هیئت مدیره استعفا دهند یا فوت کنند، مجمع عمومی باید جلسه‌ای فوق‌العاده تشکیل داده و مدیر یا هیئت مدیره جدیدی انتخاب کند.

مدیر ساختمان

وظایف و اختیارات مدیر ساختمان

  1. حفظ و اداره ساختمان و اجرای تصمیمات مجمع عمومی: این وظیفه اصلی‌ترین و کلی‌ترین وظیفه مدیر یا هیئت مدیره است. یعنی تمام کارها و فعالیت‌های مدیر یا هیئت مدیره باید در راستای این باشد که ساختمان را از آسیب و خرابی حفظ کند و امور جاری آن را انجام دهد.

همان‌طور که پیش از این گفته شد مجمع عمومی ساختمان اصلی‌ترین نهاد قانون‌گذار در ساختمان است و مدیر یا هیئت مدیره باید از تصمیمات مجمع تبعیت کند. البته اگر تصمیمات مجمع با قانون تملک آپارتمان‌ها یا دیگر قوانین کشور مغایرت داشته باشد، مدیر یا هیئت مدیره نباید از آن تبعیت کند.

  1. عدم تفویض مدیریت به اشخاص دیگر: بر اساس قانون تملک آپارتمان‌ها مدیر یا هیئت مدیره امین شرکای ساختمان هستند و نمی‌توانند شخص دیگری را به جای خود بگذارند. وقتی که مجمع شخص یا اشخاصی را برای مدیریت ساختمان انتخاب می‌کند حتما از توانایی‌هایش اطلاع داشته و بر اساس آن دست به چنین انتخابی زده است.بنابراین مدیر باید تمام وظایفش را خودش انجام دهد.البته اگر قرار است مدیری بیش از سه روز در ساختمان نباشد، می‌تواند با یکی از ساکنین هماهنگ کرده و اختیارات را به صورت کوتاه مدت به او تفویض کند.

مجمع عمومی

    چگونه یک مدیر مالی شویم؟ چگونه یک مدیر مالی شویم؟
  1. تعیین شارژ هر واحد: مدیر یا مدیران وظیفه دارند شارژ هر واحد را تعیین کرده و از مالکین اخذ کنند. تعیین شارژ ممکن است به روش‌های گوناگون انجام شود از جمله: شارژ ثابت، شارژ بر اساس متراژ، شارژ بر اساس نفرات، شارژ بر اساس نفرات و متراژ، شارژ بر اساس شارژ ثابت و متراژ، شارژ بر اساس شارژ ثابت و نفرات. اینکه شارژ به کدام روش محاسبه شود از تصمیمات مدیر یا هیئت مدیره است.
  2. رسیدگی به اعتراض ساکنین: هر کدام از ساکنین که اعتراضی به نحوه مدیریت، وضع ساختمان یا شارژ پرداختی خود داشته باشد می‌تواند به مدیر یا مدیران مراجعه کرده و آن‌ها نیز وظیفه دارند به شکایت فرد رسیدگی کنند. مثلا بر اساس قانون افراد چه از واحدشان استفاده کنند و چه نکنند ملزم به پرداخت حق شارژ هستند.
    اما ممکن است مالکی به این اعتراض داشته باشد که وقتی از خانه استفاده نمی‌کند و در نتیجه آب و برق و گازی نیز مصرف نمی‌کند، چرا باید برای این موارد حق شارژ پرداخت کند. مدیر یا هیئت مدیره باید به شکایت فرد رسیدگی کرده و در صورت صلاحدید فقط حق شارژ خدمات عمومی ساختمان را از او بگیرد.
  3. بیمه کردن ساختمان در برابر آتشسوزی: یکی از اصلی‌ترین وظایف مدیر یا هیئت مدیره بیمه کردن ساختمان در برابر آتش‌سوزی است. آتش‌سوزی از حوادثی است که ممکن است هر لحظه رخ دهد و بیمه کردن ساختمان در برابر این حادثه امری ضروری است.مدیر یا هیئت مدیره باید به تناسب زیربنا سهم هر واحد از بیمه آتش‌‍سوزی را حساب کرده و کل ساختمان را بیمه کند. اگر حادثه رخ دهد و ساختمان بیمه نشده باشد جبران خسارت مالکین بر عهده مدیر یا هیئت مدیره خواهد بود.

قانون تملک آپارتمان‌ها

  1. رویت و بررسی وکالتنامه نماینده مالکین: مدیر یا مدیران وظیفه دارند قبل از شروع جلسه مجمع عمومی وکالت‌نامه معتبر نماینده مالکین را رویت کرده و صحتش را تایید کنند.
  2. نگهداری صورت جلسات مجمع عمومی ساختمان: همان‌طور که پیش از این گفته شد تمام تصمیمات جلسات مجمع عمومی باید صورت جلسه شده و نگهداری از این صورت جلسات بر عهده مدیر یا هیئت مدیره است. این صورت جلسات باید به امضای کلیه حاضرین برسد.صورت جلسات مجمع عمومی از اسناد معتبری محسوب می‌شود که حتی در مراجع قضایی نیز قابل استناد است و مدیر یا مدیران باید در حفظ و نگهداری آن‌ها نهایت تلاششان را بکنند.
  3. اطلاعرسانی تصمیمات مجمع عمومی به افراد غایب: هرچند که یک هفته پیش از چگونه یک مدیر مالی شویم؟ تشکیل جلسه مجمع عمومی دعوتنامه برای همه‌ مالکین ارسال می‌شود، اما ممکن است به هر دلیلی بعضی از مالکین نتوانند در جلسه حضور پیدا کنند.از آنجا که تصمیمات جلسه مجمعی که به رسمیت رسیده باشد الزام‌آور است، همه‌ ساکنین باید از آن مطلع شوند. وظیفه‌ مطلع کردن مالکین غایب از این تصمیمات بر عهده مدیر یا مدیران است. این اطلاع‌رسانی باید حداکثر تا ده روز بعد از تاریخ جلسه انجام شود.
  4. دادن گواهی تسویه حساب هزینههای ساختمان: دفاتر اسناد رسمی باید هنگام تنظیم انواع سندهای انتقال، اجاره، رهن، صلح، هبه و… گواهی تسویه‌ حساب هزینه‌های ساختمان را رویت کنند. این گواهی باید به تایید و امضای مدیر یا مدیران رسیده باشد.
  5. ارسال اظهار نامه به مالکین بدهکار: اگر مالک یا استفاده‌کننده ساختمان حق شارژ خود را به هر دلیلی پرداخت نکند مدیر یا هیئت مدیره وظیفه دارد بدهی او را از طریق اظهار نامه به اطلاعش برسانند. توجه شود که اطلاع دادن بدهی از طریق نامه معمولی یا چسباندن آگهی به تابلوی اعلانات وجهه قانونی ندارد و بعدا نمی‌توان در مراجع قضایی به آن استناد کرد.

مدیر ساختمان اظهار نامه را روی فرم‌های مخصوصی که از دادگاه تهیه می‍‌شود ثبت کرده، در سه نسخه تنظیم و امضا می‌کند. بعد آن را در دفتر دادگاه به ثبت می‌رساند و مبلغ بدهکاری توسط مامور ابلاغ دادگاه به اطلاع مالک می‌رسد. در اظهار نامه باید ریز مطالبه جزء به جزء آورده شود.

هیئت مدیره ساختمان

خدمات ندادن به مالکین بدهکار: بعد از ابلاغ اظهارنامه به مالک بدهکار او ده روز وقت دارد تا سهم بدهی‌اش را بپردازد. اگر این کار را نکند مدیر یا هیئت مدیره می‌تواند به تشخیص خود ارائه خدمات به آن واحد را قطع کند. مثلا شوفاژ، تهویه آب گرم، برق، گاز و… را قطع کند تا بدهکار مجبور به پرداخت بدهی‌اش شود.باید توجه کرد که مدیر نمی‌تواند قبل از ابلاغ اظهار نامه خدمت‌دهی به مالک را قطع کند. در غیر این‌صورت حق اعتراض برای مالک محفوظ است.

  1. تقاضای اجرائیه برای وصول مطالبات: اگر مدیر اظهار نامه را به مالک بدهکار ارسال کند اما او همچنان از پرداخت بدهی‌اش سر باز بزند، این حق برای مدیر وجود دارد که تقاضای صدور اجرائیه کند.بدین ترتیب دفتر اسناد رسمی اجرائیه را صادر می‌کند و معادل بدهی بدهکار اموالش ضبط شده و پس از ارزیابی قیمت به حراج گذاشته می‌شود. درآمد کسب شده از طریق حراج صرف وصول طلب ساختمان می‌شود.
  2. طرح دعوی جهت وصول مطالبات: مدیر می‌تواند علاوه بر تقاضای اجرائیه از طریق طرح دعوی در دادگاه نیز نسبت به وصول مطالبات ساختمان از مالک یا مالکین بدهکار اقدام کند.
  3. درخواست از وزارت مسکن برای انتخاب کارشناس: ممکن است تعدادی از اعضای ساختمان معتقد باشند که عمر مفید ساختمان به پایان رسیده و به خاطر فرسودگی احتمال خطر یا ضرر مالی و جانی وجود دارد و از همین رو درخواست تجدید بنا داشته باشند.
    اما در عوض تعدادی از ساکنین ممکن است با این درخواست مخالف باشند.در این جا مدیر ساختمان وظیفه دارد از وزارت مسکن و شهرسازی درخواست کند تا سه نفر کارشناس رسمی دادگستری برایشان ارسال کند تا در این مورد قضاوت کنند. نظر کارشناسان فصل‌الخطاب خواهد بود.
  4. بازسازی مجموعه پس از تصویب مجمع عمومی: اگر مجمع عمومی با اکثریت آرا تصویب کند که ساختمان بازسازی شود، وظیفه‌ مدیریت فرآیند بازسازی بر عهده‌ مدیر ساختمان یا هیئت مدیره است.
  5. درخواست تخلیه واحدهایی که در بازسازی همکاری نمیکنند: هر چند که فرآیند بازسازی پس از تصویب مجمع عمومی آغاز می‌شود، اما ممکن است تعدادی از مالکین رضایتی به این کار نداشته باشند.این افراد ممکن است با عدم تخلیه در بازسازی ملک اخلال ایجاد کنند.
    در اینجا مدیر وظیفه دارد از دادگاه دستور تخلیه ساختمان را درخواست کند. البته باید پیش از آن سایر مالکان برای فرد مذکور مسکن مناسب را تامین کرده باشند.

با وظایف مدیریت رستوران بیشتر آشنا شویم | راهنمای افرادی که می خواهند مدیر رستوران شوند

وظایف مدیریت رستوران

مدیریت رستوران از مشاغل بسیار حساس و پرمشغله ای به شمار می آید که برای انجام صحیح آن نیاز به دانش و مهارت خواهد بود. مدیر رستوران با داشتن مهارت های کافی می تواند بر تمام بخش های رستوران نظارت داشته باشد. برخلاف باور عموم داشتن یک رستوران پر درآمد و خوب کار ساده و آسانی نخواهد بود زیرا مدیریت آن بسیار دشوار است. با توجه به این که تعداد رستوران ها روز به روز در حال افزایش است، مدیر رستوران باید از خلاقیت کافی برخوردار باشد تا بتواند جذب مشتری نماید. مدیر رستوران باید در تمام مواقع کاملا هوشیار باشد تا چگونه یک مدیر مالی شویم؟ بتواند از مشکلاتی که ممکن است، بروز دهد جلوگیری به عمل آورد. از مهم ترین وظایفی که مدیریت رستوران بر عهده دارد، اطمینان یافتن از رضایت مشتریان است که با انجام صحیح این وظیفه رستوران می تواند، بسیار موفق گردد.

وظایف مدیریت رستوران

مدیریت رستوران وظایف متعددی را بر عهده خواهد داشت که از جمله آن ها عبارتند از:

  • انجام تبلیغات
  • تهیه منو
  • استخدام کارکنان اعم از آشپز، نظافتچی، گارسون، پیک و …
  • اطمینان از توانمندی کارکنان
  • برگذاری دوره های آموزشی مستمر برای تمام کارکنان در زمینه های مختلف
  • مشخص کردن شیفت کاری کارکنان
  • نظارت بر قوانین و رعایت بهداشت
  • افزایش انگیز در کارکنان به منظور ارائه بهترین خدمت رسانی به مشتریان
  • مدیریت و کنترل کارکنان و بودجه
  • تهیه امکانات رفاهی برای مشتریان
  • برنامه ریزی فعالیت ها
  • جذب مشتری
  • برخورداری از رفتاری مدیرانه
  • توانایی کار کردن به صورت تیمی
  • برخورداری از مهارت ارتباطی
  • توانایی ایجاد آرامش در شرایط کاری پرفشار
  • برخورداری از دانش و مهارت مورد نیاز
  • داشتن سلیقه و دانش برای چیدمان صحیح رستوران

وظایف مدیریت رستوران در برابر کارکنان

مدیریت رستوران با انجام وظایفی که در برابر کارکنان دارا می باشد، می توان از حجم فعالیت های خود به میزان قابل توجهی بکاهد. از مهم ترین وظایف مدیر در مقابل کارکنان اعتماد کردن است زیرا یک اعتماد دو طرفه و صادقانه موجب می گردد تا کارکنان با خیال آسوده تری بتوانند فعالیت های خود را انجام دهند. در صورتی که مدیر کمی اعتماد خود را به کارکان انتقال دهد، مطمعنا چندین برابر آن را باز خواهد گرفت. دومین وظیفه مدیریت ایجاد انگیزه در کارکنان خواهد بود. دادن انگیزه به کارکنان سبب می گردد تا انرژی آن ها بسیار افزایش یابد و بتوانند از توانایی های خود نهایت استفاده را ببرند. به منظور افزایش انگیزه در کارکنان می توان از آن ها در رابطه با موضوعات مهم نظرخواهی کرد. نظر خواهی افزایش اعتماد به نفس کارکنان را نیز به همراه خواهد داشت.

سومین وظیفه مدیریت که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، حمایت از کارکنان خواهد بود. مدیر باید از شرایط شخصی کارکنان خود و نیازهایی که دارند، آگاه چگونه یک مدیر مالی شویم؟ باشد. با آگاهی از این مسائل می تواند موجب استحکام رابطه خود با کارکنان گردد. در صورت همدردی با کارکنان حس مسئولیت پذیری در آن ها نیز به میزان قابل توجهی افزایش پیدا خواهد کرد.

مدیریت رستوران موفق بدون شکست

صنعت رستوران داری یکی از پر ریسک ترین صنایع موجود محسوب می شود و طی مطالعات انجام شده، پژوهشگران دریافته اند که از هر چهار رستوران تازه افتتاح شده حداقل یکی از آن ها در همان سال اول ورشکست می شود. این نسبت در سال دو و سوم پس از افتتاح رستوران دو برابر خواهد شد که به همین جهت راه اندازی و موفق شدن یک رستوران نیاز به کسب تجربه و مهارت لازم می باشد. برای موفق شدن در رستوران داری و مدیریت صحیح آن به یک تعهد کاری بسیار قوی نیاز خواهد بود. یک مدیر موفق باید 90 ساعت از وقت خود در هفته را به مدیریت رستوران اختصاص دهد و این حاکی از آن است که مدیر رستوران باید دو برابر بیشتر از ساعات تعیین شده مجاز برای کار کردن، فعالیت نماید. کار رستوران داری یک شغل با ساعات کاری طولانی است زیرا این کار تعطیلی بردار نیست.

مدیر رستوران بایستی توانایی حساب کردن دخل و خرج خود را داشته باشد تا بتوان از سود و زیان خود اطلاع یابد. همچنین می توان اشاره نمود که مدیریت رستوران باید برای هر گونه پیشامدی از آمادگی کافی برخوردار باشد تا بتوان واکنش مناسبی نشان دهد. از دیگر شاخص ها برای موفقیت رستوران ها انعطاف پذیری خواهد بود. این مسئله بدان معنی است که ممکن است بعد از گذشت مدت زمانی ذائقه مشتریان به دلایلی تغییر کند که در این حین رستوران بایستی توانایی طبخ غذاهای جدید و به روز را که متناسب با ذائقه مشتریان است، داشته باشد.

شاخص های یک رستوران موفق

  1. برخورداری از سابقه درخشان
  2. سرویس دهی مطلوب و مناسب
  3. غذاهای باکیفیت
  4. استفاده از ظروف زیبا و خوب
  5. نورپردازی مناسب
  6. طبخ غذاهای مخصوص کودکان
  7. برخورداری از میز و صندلی راحت
  8. دکوراسیون مدرن و زیبا
  9. برخورداری از چشم انداز دل انگیز
  10. نظافت مطلوب تمامی قسمت ها
  11. برخورداری از کارکنان آراسته و مودب
  12. تنوع در طبخ غذاها
  13. برخورداری از پارکینگ مخصوص به منظور قرار گرفتن خودرو مشتریان
  14. دارا بودن صندلی مخصوص کودک
  15. توجه به نیاز و خواسته مشتری
  16. برخورداری از محیطی آرام
  17. پخش موسیقی های آرامش بخش
  18. استفاده از مواد اولیه باکیفیت و تازه برای طبخ غذاها

تفکیک وظایف پرسنل توسط مدیریت رستوران

یکی از مهم ترین اقداماتی که مدیریت رستوران باید به بهترین حالت ممکن انجام دهد، تفکیف وظایف پرسنل رستوران می باشد. با تفکیک وظایف تمام فعالیت ها بهتر انجام می شود و می توان نتایج بهتری را مشاهده نمود. از جمله وظایف موجود در رستوران ها می توان به باز کردن رستوران، نظافت، آماده سازی میزها، نظافت آشپزخانه، نظافت سرویس بهداشتی، آماده سازی غذا، راهنمایی مشتری، گرفتن سفارش، آوردن غذا از آشپزخانه، تحویل غذا، خرید برای رستوران، ارائه گزارش از عملکرد کارکنان، شستن چگونه یک مدیر مالی شویم؟ ظروف، نظافت پایانی رستوران و غیره را اشاره نمود. برای انجام هریک از این وظایف نیاز به پرسنل جدا می باشد زیرا در غیر این صورت هیچ یک از این وظایف به دسترسی انجام نخواهد شد. به منظور تفکیک وظایف مدیریت رستوران بایستی بر اساس توانایی های فرد اقدام نماید. پس از تفکیک وظایف مدیریت باید تمامی مسئولیت ها را به صورت کاملا واضح برای کارکنان شرح دهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا