بهترین اندیکاتور

بررسی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

خطوط حمایت و مقاومت

الگوی قیمتی سر و شانه در تحلیل تکنیکال

ما در پارسیان بورس و در مقالات قبلی هفت الگوی کلاسیک در بازارهای سرمایه را معرفی کرده ایم. الگوی سر و شانه به دلیل استفاده زیاد کاربران از آن‌ها از اعتبار بالایی برخوردار هستند، این الگوها در بازار سرمایه به‌راحتی قابل‌تشخیص هستند. ولی لازمه آن شناخت درست و صحیح الگوها است.همچنین این الگوها در تایم فریم‌های(دوره‌های زمانی) مختلفی تشکیل می‌شوند. از بسیاری جهات، الگوهای قیمتی را می‌توان نوع پیچیده‌تری از خطوط روند به شمار آورد. مهم است که قبل از ادامه مبحث الگوهای قیمتی، ابتدا مفاهیمی مانند حمایت و مقاومت، خطوط روند و سایر مفاهیم ابتدایی تحلیل تکنیکال را یاد بگیرید. برای یادگیری مباحث یاد شده می توانید مقالات قبلی آموزش تحلیل تکنیکال که توسط آکادمی پارسیان بورس تهیه و گردآوری شده است را مطالعه کنید :

نکته مهم: یکی از بهترین شیوه‌های تحلیل تکنیکال که تحلیل‌های درستی ارائه می‌دهد و استفاده از آن توسط تمام تحلیل‌گران حرفه‌ای پیشنهاد می‌شود، پرایس اکشن است. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم بعد از یادگیری تحلیل تکنیکال کلاسیک، با شرکت در دوره آموزش صفر تا صد پرایس اکشن، این سبک معامله‌گری را یاد بگیرید.

الگوی سرشانه

این الگو یکی از الگوهای برگشتی کلاسیک به‌حساب می‌آید، هنگامی‌که نمادی در مسیر صعودی قرار دارد، اگر این الگو تشکیل شود،‌ تغییر مسیر داده و به سمت پایین حرکت می‌کند (الگوی سر و شانه سقف) حالت برعکس آن به این صورت است که سهم در یک‌روند نزولی قرار دارد و سپس الگوی برگشتی سرشانه تشکیل می‌شود و روند نزولی تغییر مسیر داده و به سمت بالا بر‌می‌گردد (الگوی سر و شانه سقف) ، برای تشکیل این الگو شرایطی وجود دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود.

الگوی سر و شانه سقف

همانطور که از نام آن مشخص است، الگوی سر و شانه سقف از یک شانه چپ، یک سر، یک شانه راست و یک خط گردن تشکیل می‌گردد. سایر فاکتورهای دخیل در الگو شامل حجم معاملات، شکست خطوط، هدف قیمتی و تغییر نقش حمایت به مقاومت هستند. در ادامه به هر بخش بطور جداگانه می‌پردازیم.

شناسایی الگوی سر و شانه سقف

  • روند قبلی : قبل از تشکیل یک الگوی معتبر سر و شانه سقف، وجود یک روند صعودی لازم است. به عبارت دیگر اگر روند صعودی وجود نداشته باشد، عملا نباید به دنبال تشخیص الگوی سر و شانه سقف بود. (هر الگوی بازگشتی دیگر نیز چنین است و می‌بایست قبل از آن یک روند تشکیل شده باشد، وجود الگویی بازگشتی بدون وجود روند بی‌معناست)
  • شانه چپ: روند صعودی است و شانه چپ در بالاترین نقطه‌ روند تشکیل می‌شود. بعد از تشکیل این سقف، یک نزول رخ می‌دهد تا شانه چپ کاملا شکل بگیرد. کف تشکیل شده پس از شانه چپ معمولا بالای خط روند صعودی است و چنین به نظر می‌رسد که روند صعودی ادامه دارد.
  • سر : از کف شانه چپ افزایش قیمت شروع می‌شود، از قله قبلی نیز عبور می‌کند و سر را تشکیل می‌دهد. بعد از این سقف، کف دوم نیز شکل می‌گیرد که نقطه دوم خط گردن است. این کف معمولا خط روند را می‌شکند و اخطار پایان روند را صادر می‌گردد.
  • شانه راست: بعد از تشکیل نقطه دوم خط گردن، قیمت مجددا به سمت بالا حرکت می‌کند ولی نمی‌تواند به سقف قبلی برسد و کمی پایین‌تر (نزدیک به سقف شانه چپ) قله دیگری شکل می‌دهد که در این الگو به شانه راست معروف است.
  • خط گردن: خط گردن از وصل کردن دو نقطه پایینی ۱ و ۲ شکل می‌گیرد. نقطه ۱ نشانگر نقطه پایین شانه چپ و آغازگر سر، و نقطه ۲ نیز نشان‌دهنده پایان سر و شروع شانه راست است.
  • حجم معاملات : در حین تشکیل الگوی سروشانه سقف، حجم معاملات نقش مهمی در تایید این الگو بازی می‌کنند. حجم معاملات را می‌توان از طریق یک اندیکاتور (مثلا Chaikin Money Flow یا OBV) یا به سادگی با بررسی سطوح حجم بررسی نمود. در حالت ایده‌آل ( و نه همیشه ) حجم معاملات در طول تشکیل شانه چپ باید بیشتر از زمانی باشد که “سر” تشکیل می‌شود. کاهش حجم در زمان تشکیل سر که به عنوان یک سقف جدید است، یک اخطار برای شکست روند به شمار می‌روند. اخطار بعدی زمانی صادر می‌شود که حجم معاملات در زمان کاهش قیمت از “سر” افزایش می‌یابد.

هدف و شکست الگوی سر و شانه

  • شکست خط گردن : تا زمانی که حمایت خط گردن شکسته نشده است، الگوی سر و شانه سقف هنوز کاملا نشده و روند نیز به نزولی تبدیل نشده است. در حالت ایده‌آل شکست خط گردن باید بصورتی قاطعانه (با حجمی زیاد) رخ دهد.
  • تبدیل حمایت به مقاومت : وقتی حمایت شکسته می‌شود، معمولا به خط مقاومت تبدیل می‌گردد. گاهی اوقات قیمت به حمایت شکسته شده بر می‌گردد (پولبک می‌زند) و یک شانس فروش به معامله‌گران می‌دهد تا از بازار خارج شوند.
  • هدف قیمت :پس از شکست حمایت خط گردن، میزان کاهش قیمت از طریق محاسبه فاصله بین خط گردن و سقف سر بدست می‌آید. این فاصله از زیر خط گردن تا پایین محاسبه می‌شود تا هدف قیمت مشخص گردد. هر هدف قیمتی را می‌بایست یک قیمت تخمین‌زده شده دانست و باید موارد دیگر را نیز برای تشخیص تارگت در نظر داشت. سایر فاکتورهای دخیل در هدف قیمتی را می‌توان شامل سطح حمایت قبلی، فیبوناچی اصلاحی و میانگین متحرک بلندمدت دانست.

نکات مهم در الگوی سر و شانه سقف

  • ترجیح این است که دو شانه بصورت متقارن باشند و نزول قیمت از شانه راست، شکست خط گردن را در پی داشته باشد
  • بسته به رابطه بین دو نقطه پایین، خط گردن می‌تواند شیب نزولی یا صعودی داشته باشد یا اینکه کاملا افقی شود. شیب خط گردن روی درجه نزولی بودن الگوی سر و شانه سقف اثر می‌گذارد؛ یک خط گردن با شیب نزولی، نشان‌دهنده الگویی نزولی‌تر است.
  • گاهی اوقات بیش از ۲ نقطه پایین را می‌توان در خط گردن رسم شده مشاهده کرد.
  • همچنین تایید دیگر این الگو زمانی است که افزایش حجم معاملات را در زمان کاهش قیمت از سقف شانه سمت راست، شاهد باشیم.
  • الگوی سر و شانه سقف یکی از متداول‌ترین الگوهای بازگشتی است که شکل می‌گیرند. مهم است که به یاد داشته باشید این الگو بعد از یک روند صعودی تشکیل می‌شود و اگر الگو تایید شود یک نزول بزرگ در انتظار قیمت خواهد بود.

الگوی سر و شانه کف

الگوی سر و شانه کف با الگوی سروشانه سقف شباهت‌های زیادی دارد اما این الگو برای معتبر بودن، به مقدار زیادی روی حجم معاملات وابسته است. به عنوان یک الگوی بزرگ بازگشتی، سر و شانه کف بعد از یک روند نزولی شکل می‌گیرد و باعث تغییر روند به صعودی می‌شود. الگو شامل سه کف یا دره است و دره وسطی (سر) عمیق‌ترین دره و دو دره کناری آن که به عنوان دره (شانه) سمت راست و شانه سمت چپ نامیده می‌شوند عمق کمتری دارند.
در حالت ایده‌آل دو شانه یا دو دره در این الگو در ارتقاع و عرض یکسان هستند. با اتصال برخوردهایی که به عنوان سطح یا محدوده مقاومت‌اند خط گردن شکل می‌گیرد.

حرکات قیمت در الگوهای سر و شانه سقف و سر و شانه کف تقریبا شبیه هم ولی بالعکس هستند. نقش قیمت در الگوی سر و شانه کف، تفاوت این دو الگوست. گرچه افزایش حجم در زمان شکست خط گردن در “الگوی سر و شانه سقف” نشانه‌ای قوی برای تایید الگوست ولی در الگوی سر و شانه کف، این مورد برای تایید الگو کاملا لازم و حیاتی است.

شناسایی الگوی سر و شانه کف

در ادامه به بخش‌های مختلف الگوی سر و شانه کف بطور جداگانه می‌پردازیم و سپس در یک مثال این الگو را نشان می‌دهیم.

  • روند قبلی : مانند همه روندهای بازگشتی، برای بودن یک الگوی سر و شانه کف، ابتدا باید روندی نزولی وجود داشته باشد. بدون یک روند نزولی قبلی، نباید انتظار تشکیل یک الگوی معتبر سر و شانه کف را داشت.
  • شانه چپ : در حین روند نزولی، شانه سمت چپ یک دره شکل می‌دهد که یک کف پایین در روند محسوب می‌شود و به نظر می‌رسد روند نزولی بدون مشکل در حال ادامه است. بعد از تشکیل این دره، یک افزایش قیمت، شانه چپ را کامل می‌کند.
  • سر : از نقطه بالایی و مقاومت شانه چپ، یک نزول رخ می‌دهد و تا پایین‌تر از کف قبلی نیز ادامه می‌یابد؛ این نقطه پایین‌ترین نقطه الگو و به عنوان سر وارونه‌ی الگو است. بعد از تشکیل این کف، یک افزایش قیمت متعاقبا نقطه دوم خط گردن را شکل می‌دهد و سر کامل می‌شود. در اینجا گاهی اوقات خط روند نزولی شکسته می‌شود و ادامه‌دار بودن روند نزولی زیر سوال می‌رود.
  • شانه راست : قیمت از نقطه‌ بالایی سر (خط گردن) شروع به نزول و تشکیل شانه راست می‌کند. این کف همیشه بالاتر از کفی است که سر تشکیل داده و معمولا با کف شانه چپ در خطی افقی قرار می‌گیرد. گرچه ترجیح این است که خط گردن افقی باشد، گاهی شانه‌ها می‌توانند پایین‌تر، بالاتر یا پهن‌تر و نازک‌تر باشند. پس از اینکه قیمت از کف شانه راست حرکت کرده و خط گردن (مقاومت) را به سمت بالا قطع می‌کند، الگوی سروشانه کف تکمیل می‌گردد.
  • خط گردن : این خط از وصل کردن دو نقطه‌ی ۱ و ۲ بالای این الگو نشان مشخص می‌شود. نقطه ۱ در واقع انتهای شانه چپ و شروع سر، و نقطه ۲ پایان سر و شروع شانه راست است. بسته به رابطه بین این ۲ نقطه بالایی، خط گردن می‌تواند افقی یا دارای شیب نزولی و یا صعودی باشد. شیب خط گردن، مشخص کننده میزان صعودی بودن الگوست: یک خط گردن با شیب صعودی، الگوی صعودی قوی‌تری نسبت به خط گردن صاف یا نزولی است.
  • حجم معاملات : در الگوی سر و شانه کف، حجم معاملات نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. بدون وجود حجم مناسب، به شکست خطوط همواره با تردید نگاه می‌شود. حجم می‌تواند توسط اندیکاتورهایی مانند OBV و یا Chaikin Money Flow یا با مشاهده سطوح حجم مورد بررسی قرار گیرد.

هدف و شکست الگوی سر و شانه

  • شکست خط گردن : الگوی سروشانه کف تا زمانی که خط گردن شکسته نشود و روند نزولی کاملا نقض نشود تایید نمی‌شود. همانطور که گفته شد، زمانی الگو مورد تایید است که مقاومت خط گردن همراه با حجم بالای معاملات شکسته شود.
  • تبدیل مقاومت به حمایت : پس از اینکه مقاومت خط گردن شکسته شد، اغلب اوقات به حمایت تبدیل می‌شود و گاهی قیمت یک پولبک به خط گردن می‌زند، در این هنگام یک فرصت خرید دیگر فراهم شده است و می‌توان از آن استفاده کرد.
  • هدف قیمتی : بعد از شکست خط گردن که به عنوان مقاومت عمل می‌کند، هدف قیمتی آینده معادل فاصله بین کف سر و خط گردن خواهد بود. این فاصله از خط گردن شکسته شده به سمت بالا به قیمت اضافه می‌شود و هدف قیمتی بدست می‌آید.

نکات مهم در الگوی سر و شانه کف

  • حجم معاملات در زمان تشکیل نصف اول الگو از اهمیت کمتری نسبت به نصف دوم بررسی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال برخوردار است. در زمان افت قیمت برای تشکیل شانه چپ، حجم معاملات و همچنین فشار فروش معمولا زیاد است. فشار فروش حتی می‌تواند زمانی که قیمت در حال نزول است تا کف سر را تشکیل دهد بسیار زیاد باشد. بعد از کف سر، الگوهای بعدی حجم باید مشاهده شود تا افزایش حجم آتی در آینده را مشاهده کرد.
  • بعد از کف سر، می‌بایست شاهد افزایش در حجم معاملات باشید. بعد از اینکه نقطه دوم خط گردن تشکیل شد، خط نزولی تشکیل دهنده شانه راست، می‌بایست با حجم کم همراه باشد.
  • در پولبک که به خط گردن زده می‌شود، اندیکاتورهایی مانند CMF و OBV باید قدرتمند باقی بمانند.
  • مهمترین لحظه برای حجم معاملات زمانی است که قیمت از کف شانه راست به سمت خط گردن حرکت می‌کند تا آنرا بشکند.
  • برای یک شکست معتبر لازم است قیمت در حین حرکت به سمت خط گردن با حجم زیاد بوده و شکست خط با قدرت صورت بگیرد.

سروشانه‌های کف مانند سروشانه سقف از الگوهایی هستند که در بازار به تعداد زیاد دیده می‌شوند.

در نظر داشته باشید که فقط بعد از یک روند نزولی این الگو شکل می‌گیرد و وقتی تکمیل شود یک تغییر بزرگ در روند در پی دارد.

“گاهی ممکن است بنا به دلایلی همچون حمایت‌های پیشین و سایر حمایت‌ها یا مقاومت‌ها هدف قیمتی الگو شما تکمیل نشود”

این الگو زمانی که بتواند از خط گردن با حجم معاملات بالا یا گپ معاملاتی یا به همراه یک کندل تو خالی این خط را رد کند و بتواند سه روز معاملاتی بالای آن معامله کند، به‌منزله شکست خط گردن تلقی خواهد شد.

ولی این الگو در این سهم هیچ‌گاه محقق نشده، چراکه خط گردن با شرایطی که توضیح داده شد، شکسته نشده است! ( به دو عکس زیر دقت کنید )

سؤال: آیا در نمودار زیر ما یک الگوی سرشانه صعودی می‌بینیم؟

با توجه به شکل بالا دو نکته حائز اهمیت است، ابتدا اینکه روند قبل از الگو نزولی است، ولی بسیار کوچک‌تر از خود الگو است، نکته دوم این است که خط گردن‌شکسته نشده است

تحلیل تکنیکال 2 (حمایت و مقاومت)

پکیج آموزشی صرافی کوینکس
پکیج آموزشی ارزهای دیجیتال
پکیج آموزشی ارزهای دیجیتال

به احتمال زیاد اصطلاحاتی همچون حمایت (support) و مقاومت (Resistance) را در انواع بازارهای مالی شنیده اید، در بازار ارزهای دیجیتال نیز این خطوط و محدوده های حمایتی و مقاومتی وجود دارند، به عبارت دیگر محل جدال خریداران و فروشندگان برای بالا و یا پایین بردن قیمت در همین محدوده های حمایتی و مقاومتی شکل میگیرد.

مقاومت (Resistance)

مفهوم عرضه و تقاضا با سطوح و محدوده های حمایت و مقاومت رابطه مستقیم دارد، زمانی که قیمت یک نمودار به محدوده ای نزدیک میشود که عرضه در آن محدوده بیشتر از تقاضای بازار میباشد یا به زبان ساده خریداران رغبتی برای خرید بیشتر ندارند در نتیجه قیمت ریزش کرده و نمیتواند از آن قیمت رد بشود و این اتفاق در این محدوده قیمتی در بازه های زمانی متفاوت رخ میدهد و آن محدوده را به محدوده مقاومتی تبدیل میکند که قیمتی به راحتی نمیتواند از آن گذر کند و هر بار که نزدیک به آن قیمت میشویم بازار شروع به ریزش میکند و این در نتیجه رفتار خوده معامله گران میباشد که با بررسی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال نزدیک شدن قیمت نمودار به آن محدوده دست به فروش میزنند و نمیگذارند قیمت از آن بالاتر رود.

حمایت (support)

تعریف بالا برای محدوده مقاومت بیان شد، مفهوم حمایت نیز دقیقا برعکس این موضوع عمل میکند به این صورت که در یک محدوده قیمتی تقاضا بیشتر از عرضه میشود و باعث رشد قیمت میشود و آن محدوده پس از چندین برخورد قیمت با آن در هر برخورد به دلیل افزایش تقاضا قیمت رشد کرده است و آن را مبدل به محدوده حمایتی کرده است که ریزش قیمت از این محدوده به آسانی نخواهد بود و خریداران و عرضه کنندگان یه به طور کلی رفتار خوده معامله گران از این اتفاق جلوگیری میکند.

اعتبار خطوط حمایت و مقاومت

قدرت و اعتبار خطوط و محدود های مقاومتی و حمایتی بستگی به زمان و حجم معاملات در این سطوح دارد؛ به این صورت که هرچه حجم مبادلات در این سطوح بیشتر باشد و هرچه فواصل زمانی برخورد نمودار به این محدوده بیشتر باشد به معنی معتبرتر بودن این خطوط حمایت و مقاومت خواهد بود.

تبدیل شدن مقاومت به حمایت

خطوط مقاومت در زمان شکسته شدن و رشد صعودی قیمت نمودار ممکن است دوباره تبدیل به خطوط حمایت بشوند که ریزش قیمت از آن محدود به آسانی نخواهد بود و به صورت حمایت برای قیمت عمل خواهند کرد، برعکس این موضوع نیز صادق است، زمانی که یک خط حمایت شکسته شود و قیمت به زیر آن ریزش کنده شکستن و بالا رفتن قیمت از خط حمایت که اکنون مانند مقاومت عمل میکند، به آسانی نخواهد بود.

کانال قیمتی

دو خط موازی حمایت و مقاومت یک کانال قیمتی را تشکیل میدهد که قیمت نمودار در آن کانال در نوسان خواهد بود، حال ممکن است این کانال به صورت کانال صعودی باشد و یا ممکن است نزولی و یا به صورت کانال حنثی عمل بکند. برای رسم یک کانال قیمتی کافی است کف های قیمتی را بهم و سقف های قیمتی را نیز به یکدیگر در بازه زمانی مشخص متصل بکنیم تا به راحتی کانال قیمتی نمودار برای ما مشخص شود.

روند های صعودی

در یک روند صعودی نمودار قیمتی مدام در حال ساختن حمایت های قیمتی بالاتر و بالاتر میباشد و این گونه است که نمودار قیمتی یک روند صعودی را طی میکند و هیچگاه این اتفاق که رشد قیمت به صورت یکجا صعود کند نشان از حباب بودن این رشد میباشد و روند های صعودی باید با تشکیل این حمایت ها شکل بگیرد.

روند های نزولی

این نکته راجع به روند های نزولی نیز صادق میباشد که ریزش یک نمودار نیز باید با تشکیل مقاومت های پایین و پایین تر شکل میگیرد در غیر این صورت حباب و یا دستکاری های نهنگ ها در بازار میباشد.

تصویر زیر تبدیل شدن یک مقاومت به حمایت را نشان میدهد:

حمایت و مقاومت چیست؟

همه چیز راجع به خطوط مقاومت و حمایت و تبدیل شدن مقاومت ها به حمایت ها

کلام آخر

خطوط حمایت و مقاومت در واقع هیچ چیزه خاصی ندارند و بلکه این خطوط را رفتار خود معامله گران بازار هستند که معتبر میکنند زیرا با احساس ترس خود در این خطوط دست به فروش و با احساس طمع خود در این خطوط دست به خرید میزنند و همین مسئله باعث میشود که این خطوط و محدوده ها کاربرد حمایتی و مقاومتی خود را نشان میدهند.

خط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

برای تحلیلی تکنیکال نیاز است که ابزارها، اصطلاحات و قوانین خاصی که در بازار بورس حکم فرما هستند را بشناسیم.

در واقع این ابزارها و اصطلاحات ابتدایی ترین چهار چوب هایی است که یک تحلیل گر از آن ها جهت تحلیل و بررسی یک نماد استفاده می کند.

خط حمایت و مقاومت، کندل ها، انواع اندیکاتورها و اسیلاتورها و … همگی از جمله ابزارهایی هستند که به کمک تحلیل گران آمده است تا بتوانند به کمک آن به معامله بپردازند و بتوانند تشخیص دهند که چه زمانی از یک سهم خارج و یا به آن وارد شوند.

یکی از این اصطلاحات و قوانین مشخص شده خطوط حمایتی و مقاومتی در نمودارها هستند.

خط حمایت و مقاومت بسته به اینکه در چه تایم فریمی تشکیل شده باشد، تعداد برخورد نمودار قیمتی با این خطوط به چه صورت است و مواردی از این قبیل دارای اعتبار متفاوتی است.

در صورتی که خط حمایت و مقاومت به وجود آمده برای تایم فریم های مختلف روی هم قرار بگیرند نشان دهنده اعتبار بالای آن خط است.

خط مقاومت چیست؟

خط مقاومت به خطی گفته می شود که در مقابل افزایش قیمت یک سهم از خود مقاومت نشان داده و یا به عبارت دیگر مانع افزایش قیمت می شود.

هنگامی که شنیده می شود که بررسی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال می گویند خط مقاومت شکسته شد به این معناست که قیمت توانسته است از خط مقاومتی عبور کند و مجددا افزایش یابد.

در واقع شکسته شدن خط مقاومتی برای سرمایه گذاران نوید بخش این است که این نماد با قدرت در حال افزایش قیمت است.

خط حمایت چیست؟

این خط دقیقا بر خلاف خط مقاومت عمل می کند و به خطی گفته می شود که از قیمت یک سهم در جهت کاهش آن جلوگیری می کند. به عبارت دیگر وظیفه خطوط حمایتی همان گونه که از اسم آن نیز مشخص است حمایت کردن از قیمت یک سهم است.

با توجه به خطوط حمایتی سهامدار می داند که اگر قیمت یک سهم در حال کاهش باشد با برخورد بررسی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال به خط حمایتی مجددا بر می گردد و افزایش قیمت سهم شروع می شود.

با این وجود اگر خط حمایتی شکسته شود، به این معنا است که شدت کاهش قیمت و ارزش آن سهم به حدی بوده است که توانسته بر خط حمایتی غلبه و از آن عبور کند.

تعیین کردن خطوط حمایتی و مقاومتی در یک نمودار

خط حمایت و مقاومت با دو نقطه تعیین می شوند.

خطوط حمایت از به هم پیوستن و یا وصل کردن نقاط مینیمم و یا دره ها به وجود می آیند و خطوط مقاومت از به هم پیوستن قله ها و یا نقاط ماکزیمم در نمودار قیمتی.

هر چقدر که تعداد نقاط قله ای که به هم وصل می شوند بیشتر باشد خط مقاومتی مورد نظر قوی تر و اعتبار آن بیشتر است. در مورد نقاط دره ای نیز همین موضوع برقرار است.

منظور از اعتبار بیشتر این است که در برخورد نمودار به آن خطوط تا چه اندازه احتمال دارد که آن خط را بشکند و یا با برخورد به خط برگشت قیمت رخ دهد.

خط روندهای صعودی و نزولی

خط روند با دو نقطه قابل ترسیم است و در صورتی که سه نقطه یک خط روند را به وجود بیاورند به نوعی تایید بر وجود خط روند است.

در صورتی که خط روند طولانی باشد (از نظر زمانی) و یا تعداد دفعات بیشتری نمودار قیمت به آن برخورد کرده باشد اعتبار آن نیز به همان میزان بیشتر است.

خط روند صعودی:

از به هم پیوستن نقاط ماکزیمم و یا قله ها به هم به وجود می آید. تفاوت آن با خطوط مقاومتی چیست؟

در خط روند صعودی قله ها نسبت به یکدیگر در ارتفاع بالاتری قرار دارند و یا به عبارت دیگر هر قله از قله قبل از خود بالاتر است. خط روند صعودی با محور افقی نمودار قیمت دارای زاویه مثبت است.

خط روند نزولی:

خط روند نزولی مانند خطوط حمایتی از به هم پیوستن نقاط مینیمم و یا دره ها حاصل می شوند با این تفاوت که دره ها نسبت به یکدیگر پایین تر هستند و خط روند با نمودار قیمتی شیب منفی (زاویه منفی) می سازد.

تغییر نقش در خطوط حمایت و مقاومت

از نکات جالب توجه در مورد خطوط مقاومت و حمایت این است که نقش آن ها در نمودار تغییر می یابد.

این تغییر نقش هنگامی رخ می دهد که شکست رخ دهد و یا به عبارت دیگر نمودار قیمت اگر از خط حمایت و مقاومت رد شود باعث می شود که نقش آن خط تغییر یابد.

هنگامی که نمودار قیمتی خط مقاومت را می شکند، خط مقاومت به حمایت تبدیل می شود و هنگامی که نمودار قیمتی خط حمایت را می شکند، خط حمایتی به خط مقاومتی تبدیل می شود.

به بیان ساده تر اگر نمودار قیمتی یک نماد موفق شود که خط مقاومتی را رد کند، به این معناست که قرار است از آن لحظه به بعد روی آن خط نقاط دره تشکیل شود و نه قله و به همین دلیل است که نقش آن به خط حمایت تبدیل می شود.

حمایت و مقاومت افقی

در شکل بالا همانگونه که مشاهده می کنید خطوط مقاومت از به هم پیوستن قله ها و خطوط حمایت از به هم پیوستن دره ها به وجود آمده اند.

حداقل نقاطی که توسط آن ها می توان خط حمایت و مقاومت را ترسیم کرد دو نقطه است اما در این تصویر با اتصال بیش از دو نقطه خطوط به وجود آمده اند و به آن ها اعتبار بخشیده است.

نمودار قیمتی در ابتدا و در سمت چپ سه بار به خط حمایت برخورد کرده است و هر بار که خط مقاومت برخورد کرده موفق نشده است که از آن عبور کند و مجددا به نزول قیمتی داشته است.

در چهارمین باری که این نمودار به خط مقاومت برخورد می کند از آن عبور کرده و یا به اصطلاح خط مقاومت شکسته می شود، شکسته شدن خط مقاومت در آن لحظه باعث شده که خط مقاومت به حمایت تبدیل شود و همان گونه که در تصویر نیز مشخص است نمودار قیمتی با خط حمایتی به وجود آمده دو بار برخورد داشته است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

پول نیوز - زمانی که درباره تحلیل تکنیکال صحبت می‌کنید، توجه به خطوط حمایت و مقاومت اهمیت بسیار زیادی دارد.

به گزارش واحد آموزش پول نیوز، این خطوط ارائه‌ دهنده نقاط اتصال مهمی هستند که در آن‌ها نیروهای عرضه و تقاضا به هم می‌رسند‌. حمایت از وصل کردن نقاط حداقلی(مینیمم) و مقاومت از وصل کردن نقاط حداکثری(ماکزیمم) به دست می‌آید. همان‌طور که می‌دانید‌ هرگاه تقاضا افزایش یابد، قیمت‌ها بالا می‌روند و هرگاه عرضه افزایش یابد، قیمت‌ها پایین می‌آیند و هنگامی‌که عرضه و تقاضا برابر باشند، قیمت‌ها نیز همگام با مبارزه خریداران و فروشندگان به آهستگی بالا و پایین می‌روند‌. در ادامه بیشتر درباره دو مفهوم حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال خواهید خواند.

حمایت:

سطوحی که برای خریداران از جذابیت خاصی برخوردار است و با رسیدن قیمت به این سطح با افزایش تقاضا روبه‌رو هستیم که این افزایش تقاضا موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. در واقع در این سطوح میزان تقاضا بر میزان عرضه فزونی یافته و بر آن غلبه می‌کند که نتیجه این پیروزی به‌صورت افزایش قیمت‌ها و ادامه روند صعودی قابل‌ مشاهده است.

مقاومت:

سطوحی که برای فروشندگان از جذابیت خاصی برخوردار بوده و با رسیدن قیمت به این سطح معامله‌گران اقدام به عرضه شدید می‌کنند. در واقع در این سطوح میزان عرضه بر تقاضا افزایش‌یافته و همین امر موجب کاهش قیمت و ادامه روند نزولی می‌شود.

تشخیص اعتبار حمایت یا مقاومت

برای رسم یک خط حمایتی باید بدانیم که ما همواره یک محدوده حمایتی خواهیم داشت و نقطه حمایتی تعریف دقیقی ندارد، بدین معنی که این نقطه می‌تواند متأثر از خطای محاسباتی و منجر به اشتباه در نگرش تحلیلگر گردد؛ بنابراین ما باید یک محدوده را به‌عنوان حمایت بدانیم. برای آنکه اعتبار یک حمایت یا مقاومت را تشخیص دهیم، دو روش کلی وجود دارد که هر دوی آن‌ها باید مورد بررسی قرار گیرد.

هرچه شیب‌ خط افقی‌تر باشد قدرت تحلیل بهتر است.(یعنی اگر خطی را برای حمایت یا مقاومت رسم می‌کنید، درصورتی‌که حالت افقی داشته باشد، از قدرت بیشتری برخوردار است.) برای بررسی یک خط یا محدوده به‌عنوان حمایت یا مقاومت، باید واکنش سهم به این محدوده مورد بررسی قرار گیرد. به تصاویری که در ادامه می‌آید توجه کنید.

تبدیل خط حمایت به مقاومت و برعکس

اگر حمایت در محدوده‌ای با داشتن شرایط گفته ‌شده شکسته شود، پس از نفوذ سهم به زیر این محدوده، خط مذکور به‌عنوان مقاومت مهم و جدید سهم تلقی خواهد شد. این اتفاق برای حالت مقاومت نیز به‌صورت برعکس صحیح است. تصویر زیر گویای این مطلب است.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

خطوط حمایت و مقاومت

خطوط حمایت و مقاومت

سطوح حمایت/مقاومت

از مهم‌ترین مباحث تحلیل تکنیکال می‌توان به سطوح حمایت و مقاومت اشاره کرد. با توجه به اینکه سیستم معاملات در بازار سرمایه بر اساس عرضه و تقاضاست، فشار خریداران و فروشندگان باعث نوسانات قیمت می‌شود. هنگامی‌که فروشندگان بر بازار غالب باشند قیمت‌ها کاهش و هنگامی‌که خریداران غالب باشند، قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

سطوح حمایت-مقاومت سطوحی هستند که در نزدیکی تراز آن‌ها تمایل به خرید (در نزدیک سطح حمایت ) و فروش (در نزدیکی سطح مقاومت) از سوی معامله‌گران دیده می‌شود.

در سطح حمایت، خریداران معتقدند که سهم موردنظرشان باارزش بوده و فروشندگان نیز میلی به فروش به قیمت پایین‌تر از این قیمت ندارند.

تبدیل سطح حمایت به مقاومت و برعکس

هر سطح حمایت(تقاضا)، می‌تواند سطح مقاومت(عرضه) نیز باشد. این اتفاق فقط بستگی به این دارد که قیمت از کدام جهت به آن برخورد کند. یک خط مقاومت در صورت شکسته شدن می‌تواند در ادامه به سطح حمایت تبدیل شود.

تبدیل سطح حمایت سطح مقاومت

سطوح حمایت/مقاومت محدوده‌های تعادل فشار عرضه و تقاضا است که اعمال فشار بیشتر از سوی خریداران و یا فروشندگان می‌تواند باعث به هم خوردن این تعادل و شکست این سطوح شود.

در سطح مقاومت، از سمت فروشندگان عرضه شدیدی ایجاد می‌شود. چون به نظر آن‌ها سهم رشد خود را کرده و بهتر است هرچه سریع‌تر از آن خارج شوند. این باعث سنگین شدن مقدار عرضه و درنتیجه کاهش قیمت سهم می‌شود.

در سطح حمایت، فروشندگان متوجه می‌شوند که فروش در قیمت‌های کمتر به‌صرفه نیست و از ادامه عرضه خودداری می‌کنند.

خریداران نیز با این اعتقاد که سهم در محدوده‌ی قیمتی مناسبی برای ورود قرار دارد شروع به خرید کرده و این تقاضا باعث افزایش قیمت سهم می‌شود. (برای درک بهتر به ویدیوی شماره 5 و 11 مراجعه شود)

تبدیل سطح مقاومت به سطح حمایت

رفتارشناسی سطوح حمایت و مقاومت

یکی از انواع سطوح حمایت/مقاومت، سطوح ایجادشده در محدوده قیمتی اعداد رند است که نوعی از سطوح حمایت/مقاومت ایستا می‌باشند.

برای مثال اگر به‌صورت اتفاقی قیمت در محدوده قیمتی عددی رند دچار افت شود، به دلیل ماندگاری بیشتر آن قیمت در ذهن، به لحاظ روانشناسی، معامله‌گران خود را در دفعات بعدی آماده می‌کنند تا در صورت قرار گرفتن در شرایط مشابه، خاطرات تلخ زیان متحمل شده برایشان تکرار نشود.

برعکس در هنگام روند صعودی هنگام رسیدن به عددی خاص، معامله‌گران برای تکرار خاطرات خوب سودهای قبلی، اقدام به عرضه دارایی خود می‌کنند.

انواع سطوح حمایت و مقاومت داینامیک و استاتیک

اعتبار سطوح حمایت و مقاومت

نوع دیگر سطوح حمایت/مقاومت با بررسی روند گذشته نمودار قابل‌دستیابی هستند. یعنی باید به قله‌ها و دره‌های قیمتی درگذشته نمودار قیمت توجه کرد. هر قله و دره به‌نوبه خود سطح حمایت/مقاومت است(این نوع نیز در دسته سطوح حمایت/مقاومت ایستا قرار می‌گیرند)،

اما سطح حمایت/مقاومتی معتبرتر است که حداقل از اتصال دو قله/دره تشکیل‌شده باشد. هرچقدر تعداد قله/دره‌ها بیشتر باشد، سطح حمایت/مقاومت معتبرتری خواهیم داشت.

بااتصال بیش از یک دره/قله نیز نوعی سطوح حمایت/مقاومت داینامیک حاصل می‌شوند که در ادامه در بخش روندها موردبررسی قرار می‌گیرند. (برای درک بهتر به ویدیوی شماره 6 و 7 مراجعه شود)

شکست سطح حمایت/مقاومت چه زمانی اتفاق می‌افتد؟

افزایش قدرت خریدار به دلیل اعتقاد به رشد قیمت سهم و یا ورود خریداران جدید باعث افزایش قیمت و شکست سطح مقاومت می‌شود.

بسیاری از مواقع شکست معتبر در یک سطح حمایت/مقاومت به شکل کندل ماروبوزو (کندل‌های با بدنه بلند) اتفاق می‌افتد. همچنین کندل بعد از ماروبوزو که “تأییدکننده” نامیده می‌شود نیز باید همرنگ ماروبوزو باشد.

در شکست یک سطح حمایت معمولاً قیمت به‌اندازه فاصله آخرین قله از نقطه شکست به نزول خودش ادامه خواهد داد. این قانون، قانون ریزش متقارن نام دارد.

شکست کاذب نیز زمانی اتفاق می‌افتد که سایه‌بالا یا پایین کندل از خط حمایت/مقاومت عبور کند . این اتفاق نه‌تنها باعث از بین رفتن سطح حمایت/ مقاومت نمی‌شود، بلکه در اکثر مواقع موجب بازگشت روند به‌صورت کوتاه و یا حتی بلندمدت می‌شود.

در اغلب مواقع، پس از شکست سطح حمایت/مقاومت، متوجه بازگشت قیمت (PULL BACK) به آن می‌شویم. بعدازاین تماس کوتاه با سطح ، سهم مجدداً به روند صعودی خود ادامه می‌دهد که به این تماس کوتاه، بوسه وداع (LAST KISS) می‌گویند. این اتفاق موجب تبدیل سطح مقاومت به سطح حمایت (و برعکس) می‌شود.

انواع شکست و بوسه وداع

خطوط روند

برای تعیین وضعیت قیمت یک دارایی در بازار مالی باید ابتدا روند آن‌ را مشخص کرد. انواع روندها در تحلیل تکنیکال به شرح زیر هست:

  • روند صعودی
  • روند خنثی
  • روند نزولی

در روند صعودی هر کف جدید (Higher Low) بالاتر از کف های قبلی و هر سقف جدید (Higher High) نیز بالاتر از سقف‌های قبل تشکیل می‌شوند. روند صعودی حداقل از چهار نقطه Low ، High، Higher Low و Higher High تشکیل می‌شود.

روند صعودی و روند نزولی

در روند نزولی هر کف جدید (Lower Low) پایین‌تر از کف های قبلی و هر سقف جدید (Lower High) نیز پایین‌تر از سقف‌های قبل تشکیل می‌شوند. روند صعودی حداقل از چهار نقطه Low ، High، Lower Low و Lower High تشکیل می‌شود.

انواع روند

در روند خنثی کف‌ها و سقف‌ها در یک محدوده می‌باشند که تشكيل نوعی از سطوح حمایت/مقاومت را داده و نمایانگر برابری نیروی عرضه و تقاضا هستند.

طول روند بر اساس تایم فریم بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت تعیین می‌شود و معامله‌گران این بازه‌های زمانی با یکدیگر بسیار متفاوت‌اند.

شکل گیری روند خنثی با تشکیل سقف و کف در یک محدوده

روندهای میان‌مدت و بلندمدت برای معامله مناسب‌تر هستند; زیرا کف و سقف‌های معتبرتری را بررسی می‌کنند و امکان اشتباه کمتری دارند. یک‌روند بلندمدت از چند روند میان‌مدت و کوتاه‌مدت تشکیل می‌شود.

روندها تا زمانی معتبر هستند که توالی سقف و کف‌ها به‌صورت بیان‌شده باقی بمانند، برای مثال در روند صعودی با تشکیل سقف جدید پایین‌تر از سقف قبلی روند تضعیف‌شده و به دنبال تشکیل روند جدید خواهیم بود.

شكست خط روند

شكست خط روند صعودی، با عبور قيمت از خط روند و سپس شكست کف قيمتي قبلي اتفاق می‌افتد. در اين حالت نمودار كف و سقف‌های پایین‌تر تشكيل می‌دهد. و یا در صورت تشکیل کف جدید در محدوده‌ی کف قبلی انتظار تشکیل روند خنثی را خواهیم داشت. (برای درک بهتر به ویدیوی شماره 9 و 10 مراجعه شود)

شكست خط روند نزولي نیز با عبور قيمت از خط روند و سپس شكست سقف قيمتي قبلي اتفاق می‌افتد.در اين حالت نمودار كف و سقف‌های بالاتر تشكيل می‌دهد.

واکنش نمودار قیمت به سطوح حمایت/مقاومت

واکنش نمودار قیمت به سطوح حمایت/مقاومت وابسته به اعتبار اين سطوح است،

هرچه اعتبار اين سطح‌ها بيشتر باشد، احتمال عکس‌العمل نمودار قيمت نسبت به این سطوح و معکوس شدن روند بیشتر است.(برای درک بهتر به ویدیوی شماره 11 مراجعه شود)

اعتبار خطوط تکنیکال:

عوامل زیر در اعتبار خطوط تکنیکال مؤثرند:

زاویه‌ی سطوح؛ زواياي کم‌تر از ۴۵، درجه اعتبار اين خطوط را افزايش می‌دهد.

تایم فریم؛ رسم خطوط تکنیکال در تایم فریم بالاتر، اعتبار این خطوط را افزایش می‌دهد.

تعداد برخورد به خطوط؛ تعداد برخوردهای بیشتر به خطوط تکنیکال، اعتبار این خطوط را افزایش می‌دهد.

در برخی منابع ذکرشده است که تلاش‌های مکرر برای شکست یک سطح حمایت یا مقاومت باعث تضعیف آن سطح می‌شود. برای تائید باید به حجم معاملات توجه به خصوصی داشت تا از شدت تمایلات برای شکست آن سطح مطلع شویم.

طول خط؛ مدت‌زمان بالاتر و طول بیشتر خطوط تکنیکال، اعتبار این خطوط را افزایش می‌دهد.(برای درک بهتر به ویدیوی شماره 9 و 10 مراجعه شود)

روندهای پیشرفته

در تحلیل تکنیکال شاهد چهار نوع الگوی روند مثلثی هستیم:

مثلث متقارن

سقف و کف دائم به هم نزدیک می‌شود و حمایت به سمت بالا و مقاومت به سمت پایین میل می‌کند.

در این زمان وضعیت هشدار برای روند صعودی نمودار را دریافت می‌کنیم. ولی کماکان تا زمانی که سقف قبلی شکسته نشود همچنان در یک‌روند ساید قرار داریم.

مثلث می‌تواند از هر طرفی شکسته شود. اما معمولاً تمایل به تکرار روند قبلی خود دارد. در استفاده از الگوهای دیگر هم همین مسئله قابل به‌کارگیری است. یعنی، بهتر است منتظر بمانیم تا الگو کامل تشکیل تایید شود و بعد اقدام به معامله کنیم.

مثلث افزایشی :

کف‌ها در حال صعود اما سقف‌ها حالت خنثی و ساید دارند. سقف‌ها در این حالت تشکیل سطح مقاومت محکم می‌دهند. در این حالت احتمال صعودی شدن روند بیشتر است، چون جهت نوسانات بیشتر صعودی است.

مثلث کاهشی :

سقف‌ها در حال نزول اما کف‌ها حالت خنثی و ساید دارند. کف‌ها در این حالت تشکیل سطح حمایت محکم می‌دهند. در این حالت احتمال نزولی شدن روند بیشتر است، چون جهت نوسانات بیشتر نزولی است.

مثلث پهن شونده :

از دو طرف در حال باز شدن است; یعنی کفها در حال کاهش و سقف‌ها در حال افزایش است و تأییدیه هردو روند را می‌دهد. پس باید صبر کرد گه روند به یک سمت شکسته شود.

الگوی مثلث صعودی و نزولی

کانال

کانال قیمتی یکی از معتبرترین ابزار تحلیل در تکنیکال کلاسیک است. کانال قیمتی زمانی شکل می‌گیرند که قیمت بین حداقل دو خط موازی نوسان کند. این خطوط به سه حالت صعودی، نزولی و خنثی شکل می‌گیرند.

ترسیم کانال

بسته به صعودی یا نزولی بودن روند، در حالت صعودی حداقل دو پیووت در دره‌های روند انتخاب کرده و بااتصال این دو کف کانال را مشخص کرده،

سپس، برای تعیین سقف کانال، نقطه سوم را روی بالاترین قله‌ی موجود بین دره‌های انتخابی قرار می‌دهیم.

کانال صعودی

در حالت نزولی بودن روند نیز برعکس حالت قبل ابتدا به کمک حداقل دو قله سقف کانال و یک دره مابین کف کانال رسم می‌شود. یک کانال معتبر 90 الی 95 درصد نوسانات قیمت در آن بازه را شامل می‌شود.

خط میانی کانال نیز خطی است که قیمت به‌طور مکرر به آن واکنش داده، یک سطح حمایت/ مقاومت داینامیکی قوی و تأییدکننده درستی رسم کانال است.(برای درک بهتر به ویدیوی شماره 12 مراجعه شود)

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا