داد و ستد فارکس در افغانستان

دو مفهوم پرایس اکشن

بورس و بازارهای مالی

آموزش پرایس اکشن : چگونه با این استراتژی معامله کنیم؟

آموزش پرایس اکشن : چگونه با این استراتژی معامله کنیم؟

در این نوشته می خوانید :

استراتژی های حرفه ای و سود آور ترید باید ساده باشند. ترید کردن به خودی خود کار سختی است و ارتباط زیادی با حالات روحی و روانی و مدیریت ریسک دارد.همچنین سازگار شدن با تغییر سیکل های بازار نیز ساده نیست و این همان دلیلی است که چرا یک استراتژی ترید باید ساده باشد. البته سادگی به معنای آسان بودن نیست اما یک استراتژی ترید ساده، به شما اجازه می دهد تا حرکات قیمت را به شکل موثری درک کنید. شما باید قادر باشید تا با یک نگاه به چارت قیمت متوجه شوید که آیا موقعیتی برای ترید کردن وجود دارد یا خیر. به یاد داشته باشید که یک دو مفهوم پرایس اکشن ترید عالی خودش را به وضوح نشان می دهد. به همین دلیل در این مقاله به معرفی استراتژی پرایس اکشن می پردازیم و آن را به صورت ساده توضیح می دهیم.

پرایس اکشن چیست؟

استراتژی پرایس اکشن، راهی برای تصمیم گیری صحیح از روی یک نمودار قیمتی برهنه است. نمودار قیمتی برهنه به این معنی است که هیچ شاخص یا اندیکاتوری برای دو عدد میانگین متحرک وجود ندارد، تا به تشخیص نواحی و روندهای پشتیبانی و مقاومت دینامیک کمک نماید. تمامی بازارهای اقتصادی، اطلاعاتی در مورد حرکات قیمتی یک بازار در فواصل زمانی مختلف ارائه می دهند؛ این اطلاعات در نمودارهای قیمتی نمایش داده می شوند.

نمودارهای قیمتی انعکاس دهنده باورها و رفتارهای تمامی شرکت کننده ها (انسان یا کامپیوتر) در معامله در یک بازار، در زمانی مشخص هستند، و این باورها در نمودار قیمتی بازار به شکل پرایس اکشن ظهور پیدا می کنند.

در حالی که اطلاعات اقتصادی و دیگر رویدادهای اخبار جهانی، تعیین کننده های حرکات قیمتی در یک بازار هستند، برای انجام معاملات موفق در این بازارها، نیازی به تحلیل این داده های نداریم. دلیل آن نیز بسیار ساده است؛ چرا که تمامی اطلاعات اقتصادی و اخبار جهانی که باعث تغییر قیمت ها در یک بازار می شوند، در نهایت توسط پرایس اکشن در نمودار قیمتی بازار ظهور می یابند.

از آن جایی که پرایس اکشن بازار، انعکاس دهنده تمامی متغیرهای تاثیرگذار بر بازار در هر مدت زمان مشخصی هستند، بنابراین استفاده از اندیکاتورهای کند قیمتی همچون، stochastics و RSI و MACD تنها تلف کردن وقت به حساب می آیند.

تحرکات قیمتی، تمامی سیگنال هایی را که برای توسعه یک سیستم معاملاتی سودمند و با درصد برد بالا نیاز دارید، برای شما فراهم می کند. به مجموعه این سیگنال ها، استراتژی های معاملاتی پرایس اکشن می گویند، و از آن ها می توان برای تشخیص تغییرات قیمت بازار و پیش بینی تغییرات بعدی آن با دقت زیاد کمک گرفت، و از این جهت می توانند یک استراتژی معاملاتی با احتمال سود زیاد باشند.

معامله گران پرایس اکشن

معامله گر

این معامله گران یا تریدرها نوسانات قیمت، الگوهای نموداری، حجم معاملات و دیگر اطلاعات بازار را با یک دیگر ترکیب می کنند، تا تصمیم بگیرند که وارد معامله شوند یا خیر. آن ها به شکلی ساده و مینیمالیستی به بازار نگاه می کنند. البته این به بدان معنا نیست که این بهترین روش برای تحلیل بازار است. استفاده از این روش به درک خوبی از بازار نیاز دارد تا تریدر بداند که بازار چگونه حرکت می کند و نظم درونی آن به چه صورتی است. اما نکته خوبی که این روش دارد، این است که تقریبا در هر بازاری کار می کند. بازار سهام، فارکس، فیوچرز، طلا، نفت و … .

ناب ترین نوع از پرایس اکشن تریدرها به Tape Trader (تیپ تریدر) مشهور هستند. آن ها برای انجام معاملات خود نیازی به چارت ندارند (البته شاید گاهی اوقات نگاهی هم به چارت بیاندازند، مخصوصا اگر موقعیت معاملاتی باز داشته باشند). آن ها به دنبال مناطق پشتیبانی و مقاومتی برای کسب سود می گردند. ابزار اصلی آن ها در پنجره Time و Sales خلاصه می شود و یا شاید هم پنجره Depth of Market.

نمودارهای مرتب در برابر نمودارهای شلوغ پر از اندیکاتور

در قدم بعد، برای نشان دادن تضاد واضح میان نمودار خالص پرایس اکشن، و نموداری دیگر با برخی از مشهورترین اندیکاتورهای باینری آپشن و فارکس بر روی آن، می توانید دو نمودار مثال پایین را مشاهده کنید. نمودار اول، هیچ اندیکاتوری ندارد، کاملا برهنه است و تنها پرایس اکشن یا همان تحرکات قیمتی بازار را می توان در نمودار مشاهده کرد. در نمودار دوم اندیکاتور های MACD، استاکستیکس، ADX و باندهای بولینگر فعال هستند؛ این چهار اندیکاتور از اندیکاتورهای پر مصرف هستند، که گاهی با نام ابزار تحلیل ثانویه نیز نامیده می شوند.

این تصویر نشان دهنده یک نمودار قیمتی مرتب، بدون هیچ اندیکاتور، و تنها با میله های نشان دهنده قیمت است. این تصویر نشان دهنده یک نمودار قیمتی نا مرتب با تعداد زیادی اندیکاتور می باشد.

باید به این نکته نیز توجه داشت که در نمودارهای پر از اندیکاتورها، باید مقداری فضا در قسمت پایین نمودار داشته باشید، تا اندیکاتورها در این قسمت نمایش داده شوند، و همین امر باعث می شود تا قسمت پرایس اکشن نمودار کوچک تر شود، و همچنین توجه شما را از پرایس اکشن طبیعی منحرف کرده و به اندیکاتورها جلب می کند. بنابراین نه تنها فضای کمتری برای نمایش پرایس اکشن وجود دارد، بلکه توجه شما نیز به صورت کامل بر روی تغییرات قیمتی بازار، آن طور که باید متمرکز نمی شود.

اگر به هر دوی این نمودارها نگاه کنید، و از خود بپرسید که تحلیل و معامله با استفاده از کدام نمودار آسان تر است، جواب این سوال شما کاملا واضح خواهد بود. تمامی اندیکاتورهایی که در این نمودارها نمایش داده شده اند، و در کل تمامی اندیکاتورها، از همین پرایس اکشن اساسی گرفته می شوند. به بیان دیگر، معامله گران در زمان افزودن اندیکاتور به نمودارها، تنها متغیرهای بیشتری برای خودشان ایجاد می کنند؛ هیچ بینش و راهنمایی بیش از آن چه که در پرایس اکشن نمایان باشدف به دست نمی آورند.

اگر در زمینه باینری آپشن فعالیت دارید، و می خواهید استراتژی های بیشتری در این زمینه یاد بگیرید، می توانید به مطلب استراتژی های باینری آپشن مراجعه نمایید.

استراتژی پرایس اکشن

استراتژی پرایس اکشن

اولین مرحله در استراتژی حرکات قیمتی، یافتن روند بازار است. این موضوع که بازار روند دارد یا بدون روند است، بر میزان موفقیت معاملات تاثیر زیادی می گذارد.

دومین مرحله، یافتن سطوح پشتیبانی یا مقاومت و یا محدوده های تقاضا یا عرضه (supply and demand) است. محدوده تقاضا، محدوده ای است که خریداران به دنبال ورود به بازار از این محدوده هستند. در مقابل، عرضه محدوده ای از بازار است که فروشندگان منتظر ورود به بازار و پایین آوردن قیمت ها هستند. به طور خلاصه، تقاضا محل تجمع خریداران است و عرضه محل تجمع فروشندگان.

سومین مرحله در استراتژی حرکات قیمتی، سیگنال یابی است. وقتی روند بازار مشخص باشد و همچنین سطوح بازگشتی بازار هم تعیین شده باشند، معامله گر در محدوده های احتمالی بازگشتی بازار اقدام به سیگنال یابی می کند. قدرت استراتژی حرکات قیمتی در دو مفهوم پرایس اکشن الگوهای شمعی آن نهفته است. دو الگوی مشهور و قوی پین بار (Pin Bar) و الگوی کندل پوششی (Engulfing) از مهم ترین ابزار در سیگنال یابی است. یعنی معامله گر با ظهور یکی از دو الگو می تواند شرایط ورود به معامله را بررسی کند.دو مفهوم پرایس اکشن

چهارمین مرحله، اصل انطباق است. هر سیگنالی به معنی ورود به معامله نیست. استراتژی حرکات قیمتی، سیگنال های قوی ای را صادر می کند، اما این به معنی موفقیت تمام معاملات نیست. برای این که موفقیت معاملات مبتنی بر الگوی حرکات قیمتی افزایش یابد، ما از اصل انطباق استفاده می کنیم. بر اساس این اصل، حداقل باید دو عامل با سیگنال ظاهر شده مطابقت داشته باشد و در یک راستا باشد. یعنی اگر در سطح حمایت هستیم و بازار در محدوده تقاضا هم قرار دارد، تنها با صدور سیگنال های صعودی می توانیم وارد معامله شویم.

بررسی انواع پیوت در تحلیل تکنیکال

در بازارهای مالی همچون بورس و ارزهای دیجیتال، نقاط پیوت ازجمله مفاهیم اساسی هستند که تحلیلگران بازار و تریدرها از آن در ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل خطوط روند، چنگال اندروز، الگوهای قیمتی و … استفاده می‌کنند. در حقیقت تشخیص صحیح سطوح کف و سقف قیمت، یکی از اصلی‌ترین اهداف تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است و ازجمله مؤثر ترین ابزارها جهت تشخیص این سطوح و همچنین بررسی روندهای قیمتی درگذشته و حال حاضر، پیوت (pivot) است.

اساساً در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی همچون بورس، فارکس، ارزهای دیجیتال و … مفهوم پیوت به حدی حائز اهمیت است که در صورت عدم آشنایی صحیح با آن، تقریباً هیچ‌کدام از الگوهای قیمتی را نمی‌توان به‌درستی تشخیص داد. ازاین‌رو، در این مطلب قصد داریم تا به بررسی مفهوم پیوت و انواع آن در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی بپردازیم.

پیوت (Pivot) چیست؟

اساساً مفهوم پیوت در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی، به نقاط محوری و حائز اهمیتی اطلاق می‌شود که تریدرها (معامله‌گران) یا تحلیلگران بازار، با تشخیص آن‌ها قادر خواهند بود تا الگوهای قیمتی یک سهم یا یک دارایی را ترسیم کنند. در واقع تحلیلگران با تکیه‌بر ابزارهای مورداستفاده در تحلیل تکنیکال مثل چنگال اندروز، خطوط روند، الگوهای قیمتی و … به‌وسیله این نقاط، تا حد زیادی تغییرات روند قیمتی را در نمودارها مشخص می‌کنند. به‌صورت کلی این نقاط تغییرات موجود در روندهای قیمتی را از حالت صعودی به نزولی یا بالعکس آن را نشان می‌دهند.

در بیانی ساده، پیوت‌ها به نقاط چرخش قیمت یک سهم یا دارایی در نمودارهای قیمتی گفته می‌شود که در این نقاط، نمودار قیمت تغییر جهت خواهد داد. از طرفی پیوت ها همان شاخص‌های روزانه معاملات سهام یا دارایی‌ها هستند و برعکس داده‌های نوسانی و دیگر میانگین‌ها، در طول روز ثابت هستند. درواقع این بدین معنا است که تریدرها قادر خواهند بود تا از پیوت ها در راستای پیشبرد اهداف خود و تنظیم یک برنامه‌ریزی مطلوب استفاده کنند. مثلاً تریدری اطلاع دارد که اگر قیمت به پایین پیوت بیاید، در جلسه معاملاتی پیش رو، سهم یا دارایی را بفروشد و بالعکس، اگر قیمت به بالای پیوت برود، اقدام به خرید آن سهم یا دارایی کند.

علاوه بر این موارد، به‌طور کلی پیوت‌ها طبق ماهیتی که دارند، به ۲ دسته پیوت قیمتی و محاسباتی و بر اساس قدرت بازگشتی خود در نمودارها، به ۲ دسته پیوت مینور (Minor Pivot) و پیوت ماژور (Major Pivot) تقسیم‌بندی می‌شوند که در ادامه هرکدام از این انواع را موردبررسی قرار خواهیم داد.

اما پیش از آن ضروری است تا به معرفی سطوح مختلف در نقاط پیوت بپردازیم.

سطوح مختلف در نقاط پیوت

به‌صورت کلی هفت سطح مختلف پیوت بر روی نمودارهای قیمتی وجود دارند که به شرح زیر هستند:

پرایس اکشن

یکی از روشها و تکنیکهای رایج و مطرح تحلیل تکنیکال در سالهای اخیر Price Action پرایس اکشن است.

معامله گرانی که به صورت روزانه ترید می کنند برای آنکه در مدت زمان کوتاه به سود دهی برسند، از استراتژیهای پرایس اکشن در معاملات خود بهره می برند.

معاملات پرایس اکشن Price Action منوط به داده های اخیر و اطلاعات قیمتی گذشته می باشد.

ابزارهایی که مورد استفاده تریدرها در طی فرآیند ترید استفاده می شود از جمله چارت، نوسانات متغیر قیمتی، خطوط روند و سایر ابزارها… همگی بسته به نوع استراتژی می باشد که تریدر انتخاب می کند.

یکی از جنبه های مهم پرایس اکشن تفسیرهای روانشناختی و رفتاری و اقدامات بعدی در تصمیمات معاملاتی تریدر است که توسط استراتژی پرایس اکشن اتخاذ شده است.

الگوهای Price Action

الگوهایی برای پرایس اکشن وجود دارد که در این بخش از مقاله قصد بحث و بررسی آنها را داریم. با توجه به این که راههای زیادی برای ترید ارز وجود دارد استفاد از راه های متداول باعث صرفه جویی در وقت، هزینه و تلاش می گردد چنانچه یک تریدر روشهای ساده و معمول را با دقت تنظیم ( Fine tuning ) نماید می تواند با الگوهایی که به طور منظم اتفاق می افتد یک برنامه تجارت کامل تهیه کند و با کمی تمرین میتواند آنها را شناسایی و تشخیص دهد. الگوهای سر و شانه، شمعدان، ایچیموکو همگی سرنخ های تجاری در مورد زمان انجام ترید در اختیار یک تریدر فارکس قرار می دهند. استفاده از این روشها می تواند پیچیده باشد اما روشها و متدهای ساده ای وجود دارد که دارای این مزیت می باشد که از عناصر معمول الگوها که ترید شده است استفاده می کنند.

توجه: (تنظیم دقیق)Fine tuning: به فرآیند ایجاد تغییرات کوچک و بهبود استراتژی تریدینگ اطلاق می شود.

نمونه الگوهای Price Action

الگوی سروشانه ( :(Head and Shoulders

الگوی سر و شانه یکی از این الگوهاست که شکلی از نمودار است به صورت یک خط پایه با 3 قله است. دو قسمت بیرونی نزدیک به یکدیگر است و قسمت وسط بالاتر از بقیه قرار می گیرد.در تجزیه و تحلیل این الگو نوع خاصی از نمودار را بیان می کند که پیش بینی روند معکوس را انجام می دهد. روند صعودی – نزولی

الگوی شمعدانی Candlestick:

یکی از ابزار تحلیل فنی برای تحلیل الگوهای قیمتی در طی یک دوره خاص می باشد مورد استفاده آن برای تریدهای روزانه و یا حتی تریدهای بلند مدت است.

الگوی ایچیموکو Ichimoku:

یک شاخص فنی است که داده های قیمت در نمودار را نشان می دهد.در طراحی واقعی ایچیموکو به راحتی نمی توان الگوها را شناسایی و تشخیص داد اما زمانی که ابر ایچیموکو را با پرایس اکشن Price Action ترکیب میکنیم شاهد الگویی از اتفاقات معمول خواهیم بود.

انواع استراتژی های پرایس اکشن

در ادامه بررسی پرایس اکشن در این بخش به بررسی استراتژی Price Action می پردازیم.از آنجا که پرایس اکشن فاکتورهای تحلیل بنیادی(Fundamental analysis) را نادیده می گیرد و بیشتر بر روی حرکات قیمت اخیر و گذشته تمرکز دارد لذا استراتژی تریدهای Price Action نیز به ابزارهای تجزیه و تحلیل فنی(Technical analysis) وابسته است.

بسیاری از تریدرهای روزانه بر روی استراتژی Price Action تمرکز دارند تا در یک بازه زمانی کوتاه و به سرعت به سود برسند.

ابزارها و الگوهایی که در استراتژی پرایس اکشن توسط تریدر استفاده می شود می توانند نوار قیمت ساده، باند قیمت، شکست، خطوط روند باشد و یا ترکیبات پیچیده ای از قبیل شمعدان، نوسانات، کانال و غیره باشند. هرگز دو تریدر Price Action را نخواهید یافت که دارای تعابیر و برداشت های یکسان باشند. زیرا هر یک از آنها قوانین تعریف شده و برداشتهای متفاوت دارند اما میتوانند بهترین روش های تحلیل Price Action را اجرا نمایند و به سود برسند.

مزایای معامله با Price Action

اما مزایای معامله با پرایس اکشن چیست؟ مزیت برجسته ای که پرایس اکشنPrice Action دارد ساده بودن آن است. بله پرایس اکشن بسیار ساده است و مزیت دیگر آنکه معاملات بسیار روشن و واضح هستند و هیچ شاخصی برای ایجاد شلوغی وجود ندارد. برای اتخاذ تصمیم خرید یا فروش نیاز به درج شاخص های فنی زیادی نخواهید داشت.

آموزش فارکس Price Action

در مورد آموزش فارکس Price Action از تجربه تریدرهای باتجربه می گوییم که قطعا کمک کننده خواهد بود تا به بهترین روش های تحلیل پرایس اکشن دست یابید .

اکثر تریدرهای با تجربه و حرفه ای انتخاب های زیادی را برای انجام معامله پرایس اکشن در پیش رو دارند. اتکا کردن تنها به یک استراتژی فرصت های ترید زیادی را ایجاد نمی کند. بیشتر سناریوها از یک فرایند دو مرحله ای تشکیل شده اند که شامل موارد زیر می باشند:

  1. شناسایی : اینکه موقعیت بازار گاوی است یا خرسی، دامنه کانال، شکست و غیره
  2. تشخیص و پیدا کردن زمان مناسب ترید: اینکه هر بار آیتم معاملاتی انتخابی آیا احتمال رشد دارد با خیر؟

موارد بالا در تریدرهای مختلف متغییر است و کاملا ذهنی می باشد. توجه به این آیتم ها در امر آموزش فارکس Price Actionمی تواند کمک کننده باشد.

برای یادگیری پرایس اکشن مراحل زیر را درنظر داشته باشید :

  1. یادگیری مفهوم Price Action
  2. با مفهوم عرضه و تقاضا شروع کنید.
  3. شناسایی و آموزش بیاس (bias) بازار
  4. آموزش نحوه ورود به بازار
  5. چگونگی تنظیم ضررو به حداقل رساندن آن در واقع به نوعی مدیریت ریسک فارکس
  6. بیاموزید که چگونه سود کنید.
  7. یاد بگیرید صبور باشید.
سخن پایانی

Price Action یکی از روشهای کاربردی برای تحلیل بازار فارکس است. همانطور که میدانید شناخت بازار و آگاهی داشتن بر نحوه تجزیه و تحلیل آن تاثیر زیادی بر موفقیت تریدرها و کسب سود آنها دارد. پرایس اکشن Price Action را می توان یکی از دو مفهوم پرایس اکشن روشهایی دانست که به تحلیل چگونگی بازار می پردازد. پرایس اکشن به دلیل ساده بودن و مزایایی که دارد دارای محبوبیت زیادی است .قطعا برای رسیدن به بهترین روش های تحلیل پرایس اکشن، نیازمند صرف زمان و تمرین و ممارست خواهد بود.
امید که مطالب عنوان شده در این مقاله مورد توجه شما خواننده گرامی قرار گرفته باشد لطفا به این مقاله امتیاز دهید و ما را از نظرات سازنده خود آگاه سازید.

پرایس اکشن رفتاری بخش اول: تایم فریم ها و قاب ساختاری

تایم فریم ها و قاب ساختاری بر اساس حمایت و مقاومت

مقدمه

پرایس اکشن رفتاری نوعی از پرایس اکشن است که به رفتار و نحوه برخورد خریداران و فروشندگان در قیمت ها و زمان­های مختلف می­پردازد. از حسنات این روش استفاده مستقیم و بی واسطه از چارت قیمتی است که برتری این سبک را نسبت به برخی از روش­های بر پایه اندیکاتورها محرز می­دارد. در این روش نیازی به ابزار خاصی نیست و تحلیل چارت صرفا بر اساس کندل­ها یا میله­ها در یک بازه زمانی صورت می­گیرد. در تحلیل بازار با پرایس اکشن رفتاری از روش­ مولتی تایم استفاده می­شود. بصورت اجمالی پرایس اکشن رفتاری به ساختار و روند و قدرت تقسیم می­شود که از این میان می­توان گفت ضعف و قدرت در این روش نسبت به دیگر روش­های پرایس اکشن سخن تازه­ای دارد. در ادامه به این مباحث خواهیم پرداخت.

در این روش از سه تایم فریم استفاده می­کنیم:

HTF: بالاترین تایم فریم یا تایم فریم ساختار

TTF: تایم فریم معاملاتی

LTF: پایین­ترین تایم فریم یا تایم فریم ضعف و قدرت

باید توجه داشت که در انتخاب تایم فریم­ها باید ارتباط معناداری میان سه تایم فریم که در بالا معرفی شد برقرار باشد. پیشنهاد ما به صورت زیر است:

TTF دارای فاکتور 4 نسبت به LTF باشد.

HTF دارای فاکتوری بین 6 الی 10 نسبت به TTF باشد.

برای مثال اگر HTF تایم فریم روزانه باشد آنگاه TTF می­تواند تایم فریم 4 ساعته و LTF تایم فریم 1 ساعته باشد. اگر تایم فریم­های دیگری مد نظرتان باشد می­توانید در لینک تایم فریم سفارشی نحوه ساخت تایم فریم­های دلخواه بزرگتر از 1 دقیقه را در متاتریدر 4 مطالعه کنید.

در اینحالت یک ساختار مناسب برای معامله ­گری در اختیار خواهد بود. در این پلن معاملاتی هر تایم فریم عملکرد ویژه ­ای دارد. این روش می­تواند در تمامی بازارهایی که دارای عمق هستند و معاملات زیادی صورت می­گیرد مورد استفاده قرار گیرد.

HTF: در این تایم فریم یک فریم ورک ساختاری را بین حمایت و مقاومت تعریف می­کنیم.

TTF: در این تایم فریم روند و مناطق ورود با احتمال موفقیت بالا را پیدا می­کنیم.

LTF: در این تایم فریم تحلیل خود را با دقت بیشتری بررسی و ورود و خروج را بهینه می­کنیم.

قاب ساختاری با استفاده از حمایت و مقاومت

قیمت در میان قاب ساختاری در تایم فریم HTF به سه صورت بالا،پایین و جانبی (Side) حرکت می­کند. هنگامی­که قیمت مرز خارجی این قاب ساختاری را بشکند(قیمت بسته شدن میله در بیرون مرز خارجی باشد.) و از آن عبور کند قاب ساختاری جدیدی بر اساس حمایت و مقاومت­های جدید ایجاد می­کند. این ویژگی به علت میرا بودن حمایت و مقاومت ها است که از پویا بودن بازار نشات می­گیرد. قاب ساختاری همان زمین بازی­ای است که قصد ما سود گرفتن از آن است.قاب ساختاری اولین گام در این نوع پلن معاملاتی است و میدان مبارزه که در آن بازی خواهیم کرد را مشخص می­کند. همانطور که گفته شد بازار پویا و دینامیک است از اینرو همواره هر گاه قیمت به مرز­های ساختار نزدیک شد قاب ساختاری همسایه را نیز رسم و آماده کنید زیرا به شما یک دید وسیع­تری می­دهد و از دیگر سو برای رفتار معاملاتی شما در آینده نزدیک آماده خواهید بود. اگر قیمت از ناحیه مرزی عبور کرد و مطلقا در قاب ساختاری همسایه قرار گرفت قاب ساختاری جدید زمین بازی جدید است و ماهیت عناصر عوض خواهد شد، مثلا حمایت به مقاومت یا مقاومت به حمایت تبدیل خواهد شد.

یافتن حمایت و مقاومت

برای بدست آوردن مناطق مرزی و خطوط مرزی در روش­های پرایس اکشن رفتاری تنوع مبتنی بر استدلال وجود دارد. در برخی از این روش­ها از مناطق مهم عرضه و تقاضا استفاده می­شود، اما در این پلن معاملاتی قصد ما استفاده از حمایت و مقاومت هاست از این­رو به دنبال نقاط کلیدی به نام پیووت می­گردیم و از آنجا که می­دانیم حمایت و مقاومت بیشتر یک ناحیه هستند تا یک خط از این رو از آخرین دو پیووت مهم برای ترسیم نواحی مرزی استفاده می­کنیم. این خطوط در HTF ترسیم می­شوند(نکته: در نرم­افزار­های معاملاتی یا تحلیلی که تایم فریم ها به صورت لایه ای­ همانند متا تریدر نیستند و هر تایم فریم چارت جدا دارد مانند داینامیک تریدر دقت شود که این نواحی مرزی در تایم فریم ­های TTF و LTF هم باید بدقت ترسیم شوند.). آخرین دو پیووت موثر در بالای قیمت فعلی (CP) در تایم HTF را یافته و دو خط قرمز رنگ که نماد مقاومت است را از بالاترین قیمت ترسیم می­کنیم و سپس دو پیووت زیر قیمت فعلی در تایم HTF را یافته و دو خط سبز رنگ که نماد حمایت است را از پایینترین قیمت ترسیم می­کنیم. دانستن پیووت و شناخت آن اهمیت بسیار فراوانی دارد و ما این مطلب را دانسته فرض می­کنیم و به مختصر توضیحی که پیووت نقطه چرخش یا لولا و جایی است که کارزار خریدار و فروشنده به نفع طرف دیگر شده است، بسنده می­کنیم. پس به صورت الگوریتمی و در چهار مرحله که در زیر آمده است قاب ساختاری را ترسیم می­کنیم:

  1. تایم فریم HTF را مهیا می­کنیم.
  2. قیمت فعلی (CP) را یافته و مشخص می­کنیم.
  3. دو پیووت سقف موثر و مهم اخیرا تشکیل شده را که در بالای قیمت فعلی است و دو پیووت کف موثر و مهم که اخیرا تشکیل شده و در پایین قیمت فعلی است مشخص می­کنیم.
  4. دو خط افقی قرمز از دو پیووت سقف مرحله 3 ترسیم کرده و ناحیه مرزی مقاومت نام­گذاری کرده و دو خط افقی سبز از دو پیووت کف مرحله 3 ترسیم کرده و ناحیه مرزی حمایت نامگذاری می­کنیم، این محدوده ها مجموعه محدوده­های قاب ساختاری را (محدوده مرزی مقاومت و محدوده مرزی حمایت و محدوده میان­قابی) تشکیل می­دهند.

همانطور که دیدید این عمل تنها چند دقیقه زمان می­برد اما این یک گام بسیار مهم است زیرا شما میدان کارزار را مشخص می­کنید. اگر شما این مفهوم را درک کنید و قاب ساختاری را به خوبی تعیین کنید یک فوندانسیون بسیار قوی­ را برای پلن معاملاتی خود بنا نهاده­اید. تا قبل از اینکه بخش بعدی این آموزش در سایت تحلیل بازار بورس و ارز قرار گیرد پیشنهاد ما اینست که

این مرحله را سرسری نگیرید و به راحتی از آن عبور نکنید. بهتر است هر مفهومی را قبل از اینکه به بخش بعد بروید کاملا ماهرانه بفهمید در اینصورت شما دانش خود را برپایه فونداسیون مستحکمی بنا نهاده­اید.

تمرین

با ترسیم قاب­های ساختاری قیمتی بر اساس حمایت و مقاومت این قاب­ها را برای تمام جفت ارزهای اصلی در تایم HTF-D ترسیم کنید و در سایت تحلیل بازار بورس و ارز در قسمت نمودار­های تحلیلی به اشتراک بگذارید.

قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM

قیمت اصلی ترین فاکتور در بازار ارزهای دیجیتال است، شناخت قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM می تواند سیگنال های دو مفهوم پرایس اکشن مناسبی را در جهت خرید یا فروش رمز ارز مورد نظر به شما بدهد، حرکت های شارپ قیمت باید یک زنگ خطر برای تریدرها یا معامله گران حوزه رمز ارزها باشد، چرا که اگر نتواند این روند را تشخیص دهد ممکن است سرمایه خود را از دست بدهد، البته این خطر می توان یک راه فوق العاده برای جذب سرمایه چند برابری باشد، لذا جهت آشنایی با مفهوم قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM تا پایان مقاله با ما همراه باشید.

LQ در قدرت قیمت پرایس اکشن RTM

Liquditity Spike آخرین قدرت خریداران/فروشندگان بازار cryptocurrency قبل از یک ریزش یا یک صعود بزرگ است، این مفهوم در واقع حرکت شارپ قیمت قبل از یک تغییر جهت بزرگ است، برای درک کامل این عنوان به مثال زیر توجه کنید:

هنگامی که قیمت در راه رسیدن به یک زون دچار فشردگی می شود، (برای مثال سمت زون عرضه حرکت می کند) در ادامه روند به قسمتی از نمودار می رسد که دیگر فروشنده ای وجود ندارد تا جلوی ادامه این روند را بگیرد؛ در این حالت خریداران به اصطلاح با همان سپاه نیمه جانی که دارند، هیچ مانعی را در برابر خود ندیده و با یک جهش قیمت را پرتاب می کنند اما با برخورد آن ها به یک زون اصلی فروشندگان به یکباره نابود می شوند. در اینجا فروشندگان اصلی با نابود کردن ارتش کوچک خریداران هیچ مانعی جلوی خود نمیبینند و قیمت را با قدرت به سمت پایین هل می دهند.

هرجایی از نمودار ارزهای دیجیتال که در آن جا CP در حال رخ دادن است، می توانیم LQ نیز داشته باشیم و بعد از آن قیمت با قدرت برگردد.

موارد فشردگی در پرایس اکشن RTM
CP, 3D, LQ از مهم ترین رفتارهای قیمت هنگام رسیدن به زون هستند.
وجود رفتارهای قیمتی در نمودار ارزهای دیجیتال احتمال ترید در زون ها را بالا می برد.
باید همیشه بدنبال Departure هنگام خروج از زون و CP هنگام بازگشت به زون باشید.
درصورتی که قیمت در مسیر رسیدن به زون، تمام اوردرها را مصرف کند به احتمال خیلی زیاد هنگام برخورد به زون به شدت تغییر جهت می دهد و بدون هیچ توقفی در مسیر جدید حرکت می کند.

الگوی QM عرضه و تقاضا در پرایس اکشن RTM

در الگوی QM عرضه، ابتدا قیمت یک قله می سازد بعد از آن یک کف ساخته و دوباره بالا می رود و قله بالاتر می سازد سپس با برگشت قیمت، یک کف پایین تری می سازد، در این حالت محدوده بین دو قله زون QM است. در ارتباط با QM تقاضا نیز داستان مشابه QM عرضه است، یعنی ابتدا قیمت یک کف می سازد و پس از آن بر می گردد و یک قله می سازد دوباره پایین رفته و یک کف پایین تر می سازد، در روند بعدی نیز یک سقف بالاتر را به وجود می آورد. یعنی قیمت کف خود را اینگلف کرده و در حالی که انتظار می رود پایین تر برود، بر گشته و قله قبلی را نیز به بالا اینگلف می کند.

الگوی QM الگویی است که بیشترین ضربه را به معامله گران میزند چرا که در این الگو استاپ خریداران و فروشندگان باهم زده می شود (Breakout Trader).

  • QMای بسیار ایده آل است که وقتی قیمت آخرین اینگلف خود دو مفهوم پرایس اکشن را انجام می دهد، یک زون authentic را هم بشکند، زونی که ماهیتش برخلاف الگوی QM است.
  • اگر یک QM تقاضا در حال شکل گرفتن باشد، قیمت باید H و یک زون authentic را نیز اینگلف کند؛ به علت قدرت بالای قیمت اگر مجددا قیمت به زون تقاضای QM برگردد، با احتمال زیادی قیمت به سمت بالا پرتاب می شود.

QML و MPL در پرایس اکشن RTM

زمانی که فاصله بین دو قله/کف زیاد باشد عملا ریسک را افزایش می دهد لذا چندان موقعیت مناسبی برای معامله نیست؛ اما برای حل این مشکل باید در الگوی QM دو محدوده برای معامله مشخص کرد.

QML: این 3 حرف مخفف QuasiModo Line است، اولین قله/کف ای است که تشکیل می شود و در آن محدوده، Base آن را به عنوان زون باید در نظر گرفت.

MLP: این 3 حرف مخفف Maximum Pain Level است، ناحیه ای که بیشترین درد و ناراحتی را برای معامله گران به وجود می آورد و دقیقا همانجا است که قله/کف دوم تشکیل می شود که در این صورت محدوده بیس آن را به عنوان زون باید در نظر گرفت.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا