سود در فارکس

مدیریت مالی چیست؟

مدیر مالی چه کاری انجام می دهد

در داخل یک شرکت، این مسئولیت ها به بخشهایی تقسیم می شوند که معمولاً به عنوان گروه کنترل کننده، خزانه داری و برنامه ریزی و تحلیل مالی شناخته می شوند.

یک مدیر ارشد مالی (CFO) دارای موقعیت استراتژیک در شرکت است. مشخصات مورد انتظار یک مدیر ارشد مالی از نظر شرایط و تجربه چگونه است؟ چه مهارت های فنی و توانایی های حرفه ای برای این مدیریت مالی چیست؟ شغل مورد نیاز است؟ وظایف کلیدی CFO در شرکت چیست؟ در اینجا به بررسی نقش مدیر ارشد مالی (CFO) پرداخته ایم.

مدیر ارشد مالی شرکت های بزرگ، در تماس مداوم با شرکای مختلف یک شرکت است و روابط بین آنها را هماهنگ می کند. وی بر بخشهای مختلف شرکت به طور دائم و مستمر نظارت دارد.

مدیران مالی باید خلاق باشند و بهترین شیوه ها را بشناسند.

شکی نیست که وظایف سنتی عملکرد مالی مانند دفاتر و اسناد، گزارش مالی و رعایت قوانین هنوز از اهمیت اساسی برخوردار است. این وظایف همچنان مأموریت مهمی هستند و کاملاً تحت مسئولیت تیم مالی و در نتیجه، مدیر ارشد مالی می باشد که تیم را رهبری می کند. اما در حالی که این موارد همچنان با یکدیگر مرتبط هستند، اکنون این وظایف توسط مدیران عامل بدیهی تلقی می شود. این بدان معنا نیست که آنها اهمیت کمتری دارند، فقط این است که آنها در حال حاضر به عنوان حداقل الزامات مالی مورد توجه قرار می گیرند.

با این حال، آنچه به طور قابل توجهی تغییر کرده است این است که مدیران ارشد مالی در حال حاضر و در آینده باید بتواند داده های مالی را گرفته و از آن برای تأثیرگذاری بر تصمیم گیری و استراتژی عملیاتی استفاده کند. مدیران مالی باید مهارت های بسیار بیشتری نسبت به سابقه حسابداران فنی داشته باشند. مدیران مالی امروز علاوه بر نقش مالی، عملاً مدیران عامل نیز هستند. آنها شرکای تجاری مدیرعامل هستند که به راهنمایی و تأثیرگذاری در تصمیم گیری با استفاده از زمینه مالی به عنوان محرک اصلی چنین انتخاب هایی کمک می کنند.

دسترسی به داده های مالی به موقع و دقیق، یک عامل کلیدی برای تأمین بهره وری و پشتیبانی تصمیم است. گزارش دهی و تجزیه و تحلیل خودکار باعث می شود زمان بیشتری به پیش بینی مدیریت مالی چیست؟ و تجزیه و تحلیل پیش بینی اختصاص داده شود. استفاده از فناوری های نوین به طور فزاینده ای نقش مهمی را برای مدیران ارشد مالی ایفا خواهد کرد، اما اثربخشی آن به دقت، در دسترس بودن و سازگاری داده ها و زیرساخت های قوی و یکپارچه فناوری بستگی دارد. بسیاری از شرکت ها هنوز در تلاش برای ایجاد این پایه ها هستند. برای موفقیت، مدیران مالی باید قهرمان و مباشر و پیش رو در استفاده از فناوری دیجیتال باشند. مدیران ارشد مالی باید با فناوری جدید سازگار شده و در پیاده سازی نرم افزاری و راه حل های مبتنی بر سرویس های ابری پیشتاز باشند. یک اشتباه رایج که در پیاده سازی کامپیوتری در مقیاس بزرگ مشاهده می گردد این است که منابع مورد نیاز پروژه با مهارت های مناسب تامین نمی شود. اغلب، یک پروژه تلفیقی که از ادغام حسابداری و علوم کامپیوتری استفاده میگردد به عنوان فرصتی برای جایگزین کردن نقاط ضعف فعالیت های مالی در شرایط معکوس در نظر گرفته می شود بهترین و درخشان ترین تجربه های مالی باید در تیم های اجرای پروژه تلفیقی برای اطمینان از موفقیت قرار گیرد.

با توجه به تغییر نقش مدیران ارشد مالی، مهارت ها و شایستگی های کلیدی که یک مدیر ارشد مالی باید برای انجام وظیفه خود داشته باشد چیست؟ تمرکز مالی روزمره هنوز ضروری است اما متناسب با خواسته های رهبری تجاری در حال کاهش است. مهارتهای مالی اساسی هنوز در درجه اول اهمیت قرار دارد، اما مهارتهای دیگری برای ارائه خدمات مورد انتظار مدیر ارشد مالی امروز و فردا ضروری است. خبرگان عرصه مالی معتقدند که مهارت های مورد نیاز یک مدیر ارشد مالی خوب که با نیاز های روز مطابقت دارد بر چهار ستون زیر استوار است:

1. رهبری:

برای اینکه شریک تجاری موثری باشید، مدیر ارشد مالی امروز باید مهارت های رهبری و ارتباطی لازم را داشته باشد. آنها باید توصیه و مشورت کنند و همچنین با دلیل و استوارعمل کنند. اغلب از آنها خواسته می شود که برنامه های تحول در سراسر گروه را هدایت کنند و باید بتوانند اطلاعات دقیق را به پیام های واضح، مختصر و در دسترس ترجمه کنند. ناگفته نماند که ایجاد یک مسیر مطمئن از استعداد برتر برای اطمینان از افراد مناسب و مهارت های رهبری در عملکرد مالی نیز بسیار مهم است.

2. عملیات :

آنها باید از مدل کسب و کار و صنعت شرکت درک خوبی داشته باشند و بتوانند از این دانش برای ارائه دیدگاه مستقل و به چالش کشیدن تیم های تجاری و عملیاتی استفاده کنند و اطمینان حاصل کنند که تصمیمات تجاری بر اساس معیارهای مالی محکم است. آنها باید داده های پیچیده را هدایت کنند و سناریوهای تجزیه و تحلیل و پیش بینی را ارائه دهند که عمل و تصمیم گیری را هدایت میکنند. همچنین باید فرصت هایی را برای رشد اصلی و بهبود سود، نه تنها از طریق روشهای سنتی کنترل هزینه، بلکه از طریق مثالهایی مانند تجزیه و تحلیل سودآوری خط تولید و منطقه ای و معیار سنجی در برابر همتایان صنعت شناسایی کند.

3. کنترل ها:

کنترل کردن ها در محیطی رو به رشد جهانی و بی ثبات با بارهای اضافی نظارتی، غالباً بر عهده مدیر ارشد مالی است تا از ارزیابی مناسب و کاهش ریسک و رعایت الزامات قانونی و سایر مقررات قانونی اطمینان حاصل کند. آنها باید ریسک را از نظر تجاری و همچنین از دیدگاه مالی درک کنند. بنابراین، آنها نیاز به مدیریت ریسک دارند زیرا کسب و کار استراتژی ها و ابتکارات خود را اجرا می کند و همچنین محیط کنترل داخلی قوی و فرایندهای گزارشگری مالی را حفظ می کند.

4. استراتژی:

حمایت از توسعه استراتژی و کمک به اجرای آن توسط مدیر ارشد مالی همچنین در اولویت بندی و اطمینان از بودجه استراتژی نقش دارد. مجموعه مهارت های مالی برای ایجاد مدل سازی پیش بینی، تجزیه و تحلیل روند های اقتصاد کلان و ترکیب اطلاعات غیر مالی بسیار کاربرد دارد. این همچنین شامل ابلاغ استراتژی و پیشرفت در برابر آن به ذینفعان خارجی و سرمایه گذاران است.

شرح وظایف مدیر ارشد مالی

شرح وظایف مدیر ارشد مالی (CFO) باید شامل موارد زیر باشد:

ارائه رهبری، هدایت و مدیریت تیم مالی و حسابداری

ارائه توصیه های استراتژیک به مدیرعامل / رئیس جمهور و اعضای تیم مدیریت اجرایی

مدیریت فرایندهای پیش بینی مالی و بودجه و نظارت بر تهیه کلیه گزارش های مالی

مشاوره در زمینه برنامه ریزی بلند مدت تجاری و مالی

ایجاد و توسعه روابط با مدیریت ارشد و شرکای خارجی و ذینفعان

بررسی کلیه روشهای مالی رسمی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات

شرایط و الزامات شغلی مدیر مالی

مدیر ارشد مالی چه کاری انجام می دهد؟

همانطور که در بالا توضیح دادیم، وظیفه مدیر مالی به سه دسته اصلی تقسیم می شود، که در زیر توضیح می دهیم :

1. گزارش دادن

گزارش دهی زمان زیادی از مدیر مالی را به خود اختصاص می دهد و این مسئولیت معمولاً در گروهی که وظایف کنترل کردن را دارند میباشد. این تیم متخصص همه گزارش های مالی تاریخی شرکت را که برای سهامداران، کارمندان، وام دهندگان، تحلیل گران، دولت ها و نهادهای نظارتی مورد نیاز است، تهیه می کند. این گروه وظیفه اطمینان از تهیه دقیق و به موقع همه گزارش ها را دارد.

2. نقدینگی

مدیر مالی باید اطمینان حاصل کند که شرکت قادر به انجام تعهدات مالی خود و مدیریت جریان نقدینگی به کارآمدترین روش است. این مسئولیت ها معمولاً توسط گروه خزانه داری که اغلب کوچکتر از تیم گزارشگر است، انجام می شود. این گروه وظیفه مدیریت موجودی نقدی و سرمایه در گردش شرکت را دارد، مانند حساب های پرداختی، حساب های دریافتی و موجودی کالا. آنها همچنین صدور هرگونه بدهی، مدیریت سرمایه گذاری ها و سایر تصمیمات مربوط به نقدینگی را انجام می دهند.

3. بازگشت سرمایه

سومین کاری که مدیر مالی مالی انجام می دهد کمک به شرکت برای کسب بالاترین بازده دارایی و بازده سرمایه (یا بازده حقوق صاحبان سهام) با تعدیل ریسک است. این همان جایی است که تیم برنامه ریزی و تحلیل مالی برای کمک به مدیر مالی پیش بینی جریان نقدی، آینده کسب و کار و سپس مقایسه نتایج واقعی با آنچه در بودجه بود را انجام می دهد. تیم تیم برنامه ریزی و تحلیل مالی نقشی اساسی در تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری در تجارت بازی می کند.

اگر یک شرکت تیم توسعه داشته باشد، آنها نیز در ایجاد (یا تلاش برای ایجاد) بازده سرمایه گذاری مطلوب برای کسب و کار نقش زیادی دارند.

مدیر ارشد مالی علاوه بر وظایف خود چه وظایف دیگری بر عهده دارد

CFO چه کار دیگری انجام می دهد؟

مطمئناً موارد بالا همه آنچه مدیر امور مالی انجام می دهد نیست. گرچه موارد فوق در واقع برای CFO بسیار زیاد است، اما وظایف دیگری نیز وجود دارد که شامل رهبری، ارتباط با هیئت مدیره، مذاکره با تامین کنندگان و فروشندگان و حمایت از ماموریت، چشم انداز، ارزش ها و فرهنگ شرکت است.
گروه های دیگری که ممکن است به CFO گزارش دهند شامل زنجیره تأمین، خرید، فناوری اطلاعات (IT) و تقریباً هر بخش دیگری است که بستگی به سازمان و مهارت مهارت CFO دارد.

افرادی که این نقش را دارند در سرمایه گذاری های شرکت، ساختار سرمایه و نحوه مدیریت درآمد و هزینه های شرکت نقش قابل توجهی دارند. مدیر ارشد مالی ممکن است به مدیرعامل در پیش بینی، تجزیه و تحلیل هزینه و سود و اخذ بودجه برای ابتکارات مختلف کمک کند.

CFO همچنین با سایر مدیران ارشد کار می کند و در موفقیت کلی یک شرکت نقش یک مشارکت کننده حیاتی را دارا است، به ویژه در موارد بلند مدت. به عنوان مثال، هنگامی که بخش بازاریابی می خواهد کمپین جدیدی را راه اندازی کند، CFO ممکن است به اطمینان از امکان پذیر بودن این کمپین کمک کند یا در مورد بودجه موجود برای کمپین کمک کند.

علاوه بر تخصص لازم در امور مالی، حسابداری و مالیات، و توانایی استفاده از نرم افزارهای مدیریت فناوری اطلاعات، CFO یا مدیر ارشد مالی باید دارای مهارتهای رهبری و تصمیم گیری قوی باشد. توانایی او برای تفکر در آینده و مهارتهای مذاکره محکم نیز دارایی های مهمی هستند که باید در درون هر مدیر ارشد مالی وجود داشته باشند. با داشتن مهارت های بین فردی عالی و تسلط خوب به زبان انگلیسی تجاری، او می تواند به طور مؤثر با ذینفعان شرکت ارتباط برقرار کرده و تیمی را در جهت یک هدف مشترک مانند توسعه یک طرح تجاری ایجاد کند.

مدیریت امور مالی باید در سراسر کسب و کار شما تعبیه شود و به تمام امور مالی دسترسی داشته باشد و از تصمیمات در عملکردهای کلیدی مانند موارد تجاری، عملیات، تولید پشتیبانی کند. مؤثرترین تیم های مالی که در حال حاضر در حال فعالیت هستند، تجزیه و تحلیل مالی و پشتیبانی ویژه ای را به مهمترین وظایف تجاری و مالی متصل کرده اند. این باعث می شود که گفتگو بین امور مالی و عملیات باز شود و جریان بهتر داده ها بین حوزه های کسب و کار تقویت شود. این کار باعث می شود عملکردها برای معیارهای مالی خود به صورت مسؤلانه تری پاسخگو باشند و همچنین به تیم مالی اجازه می دهد تا از طریق درک بهتر از کسب و کار، تفسیرهای دقیق تری ارائه دهند. یک مدل دیگر از نوع مدیریت مدیران ارشد مالی که بهترین بازخورد ها را میتوان از آن ها برداشت کرد داشتن این شعار است که "صندوق پستی نباش"، به این معنی که صرف تهیه اسناد و مدارک فوری از وضعیت مالی شرکت برای امور مالی کافی نیست. یک مدیر ارشد مالی باید تصویر کسب و کار را ترسیم کند و داده های مالی را به تفسیرها، روندها و اقدامات معنی دار تبدیل کند و بتواند راه تجاری یک شرکت را هموار کند.

چگونه می توانید یک مدیر ارشد مالی شوید؟

چگونه می توانید مدیر ارشد مالی (CFO) شوید؟

به طور کلی، موقعیت CFO مختص متخصصان بسیار باتجربه است که سابقه کار در زمینه خود دارند. CFO ها عموماً دارای مؤسسات آموزشی پیشرفته ای هستند، مانند تعیین کارشناسی ارشد امور مالی یا تحلیلگران مالی مجاز (CFA). بسیاری از CFO ها دارای زمینه های حرفه ای در زمینه هایی مانند حسابداری، بانکداری سرمایه گذاری یا تجزیه و تحلیل مالی هستند. برای متخصصان مالی، CFO یکی از معتبرترین و پردرآمدترین موقعیت های موجود در یک شرکت است.

اکثر مدیران مالی تجربه کار و فعالیت در رشته هایی مانند برنامه ریزی و تجزیه و تحلیل مالی، کنترل و خزانه داری را دارند. این امر را می توان از طریق برنامه های آموزشی با یک شرکت قبل از ایفای نقش های فزاینده مدیران ارشد مالی در یک شرکت بزرگ یا کار کردن یا حتی کار آموزی در یک شرکت حسابداری قبل از رفتن به صنعت های بزرگ به دست آورد.

در پایان با توجه به وظایف گسترده و حیاتی مدیر ارشد برای سازمان ها و شرکت ها نحوه تعامل و همچنین به کارگیری افراد متخصص و با تجربه در حوزه خدمات مالی جهت پیشرفت و آینده سازمان بسیار لازم میباشد.

مدیریت مالی چیست، چه هدفی دارد و تفاوت آن با سایر ارکان حسابداری چیست؟

شاید کلمه مدیر مالی و یا مدیریت مالی بین حسابداران و در کل عموم جامعه بسیار رایج باشد اما باید گفت که در واقیعت نگاهی که ما به آن داریم با چیزی که در عمل اتفاق می افتد متفاوت است. برای مثال در بسیاری از شرکت ها و موسسات فردی را که رهبری دپارتمان مالی را به عهده دارد مدیر مالی می نامند، اما این در صورتی است که آن فرد تنها کار تهیه صورت های مالی را بر عهده دارد و هیچگونه نقشی در سیاست های سرمایه گذاری، تامین مالی و یا تقسیم سود ندارد و تنها به تهیه و ارائه صورت های مالی مشغول است. پس بهتر این می باشد که ایشان تحت عنوان شغلی بر فرض مدیر گزارشگری مالی به وظایف خود عمل کنند و فردی با تخصص در حوزه مدیریت مالی نیز امور مربوط به خود را انجام دهد که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد.

مدیریت مالی چیست؟

مدیریت مالی را می توان بخشی از رهبری مالی یک سازمان به منظور دستیابی به اهداف مالی آن تعریف کرد. فرض معمول در مدیریت مالی برای بخش خصوصی این است که هدف شرکت به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. به زبان ساده تر می توان گفت که مدیریت مالی، تصمیم گیری ها در خصوص سرمایه گذاری ها، تامین مالی، تقسیم سود و ریسک یک سازمان را پوشش می دهد.

مدیر مالی باید برنامه ریزی کند تا اطمینان حاصل کند که بودجه کافی در زمان مناسب برای تأمین نیازهای سازمان برای سرمایه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت فراهم شده است.

در کوتاه مدت، ممکن است وجوهی برای پرداخت هزینه خرید موجودی کالا، یا تسویه بدهی ها و سایر پرداخت های نقدی مورد نیاز باشد پس بنابراین مدیر مالی باید اطمینان حاصل کند که سرمایه در گردش کافی برای انجام عملیات روزانه شرکت برآورده می شود.

اما در میان مدت یا بلند مدت، سازمان ممکن است خرید دارایی های غیرجاری مانند ماشین آلات و تجهیزات را برنامه ریزی کرده باشد که مدیر مالی باید اطمینان حاصل کند که بودجه لازم برای تامین این هزینه ها وجود دارد.

مدیر مالی با استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها در تصمیم گیری در مورد استفاده از وجوهی که سازمان بدست آورده و برای تعیین اینکه چگونه از آن وجوه استفاده کرد تا اهداف مالی سازمان محقق شود، ایفای نقش می کند. برای مثال آیا سرمایه گذاری در پروژه A بیشتر از پروژه B ترجیح داده می شود؟ یا اینکه آیا باید دارایی جدیدی خریداری شود یا نیاز است که اجاره شود؟

کنترل مالی

عملکرد کنترلی مدیر مالی به تأمین بودجه ای که جمع آوری شده مربوط می شود. اینکه آیا فعالیت های مختلف سازمان اهداف آن را برآورده می کند؟ آیا دارایی ها به طور کارآمد مورد استفاده قرار می گیرند؟ برای پاسخ به این سوالات، مدیر مالی ممکن است داده های مربوط به عملکرد واقعی را با عملکرد پیش بینی شده یا بودجه مقایسه کند. داده های پیش بینی شده یا بودجه با توجه به عملکرد گذشته (داده های تاریخی) که برای انعکاس تغییرات مورد انتظار در آینده تهیه شده است. تغییراتی که در آینده ممکن است رخ بدهد تأثیرات زیادی در توسعه اقتصادی یک سازمان خواهد داشت، به عنوان مثال بهبود اقتصادی منجر به رشد درآمد مدیریت مالی چیست؟ مدیریت مالی چیست؟ و در نتیجه افزایش سود سازمان می شود.

تصمیم گیری ها در مدیریت مالی

مدیر مالی در رابطه با سرمایه گذاری، تأمین مالی و سود سهام تصمیم گیری می کند که البته مدیریت ریسک نیز باید در نظر گرفته شود و سرمایه گذاری در دارایی ها باید به نحوی تأمین شود. مدیریت مالی همچنین بر مدیریت وجوه کوتاه مدت و چگونگی جمع آوری وجوه در بلند مدت تمرکز دارد. حفظ سود یک تصمیم مالی است و طرف دیگر این تصمیم این است که در صورت حفظ سود، مبلغ کمتری به عنوان سود سهام به سهامداران پرداخت می شود که ممکن است مانع سرمایه گذارای آن ها شود. برای رسیدگی به تصمیم در مورد سود سهام باید تعادل مناسبی ایجاد شود که چه مقدار از سود شرکت باید به عنوان سود سهام پرداخت شود و چه مقدار باید برای سرمایه گذاری در آینده حفظ شود تا رشد و فرصت های جدید سرمایه گذاری فراهم شود.

حسابداری مدیریت، حسابداری مالی و مدیریت مالی

البته فقط افراد درون سازمان نیستند که نیاز به اطلاعات دارند. افرادی که خارج از سازمان هستند، مانند بانک ها، سهامداران، مقامات مالیاتی، بدهکاران تجاری و سازمان های دولتی، همه نیازمند اطلاعات هستند.

حسابداران مدیریت اطلاعات مورد استفاده داخل سازمان را ارائه می دهند و عملکرد حسابداری مالی اطلاعات مورد استفاده خارج سازمان را فراهم می کند. حسابدار مدیریت در مورد محاسبه سود هر سهم برای استفاده در صورت سود و زیان نقشی ندارد، همانطور که حسابداری مالی نیز در مورد تفاوت بین هزینه های واقعی یا یودجه و انحراف آن ها دخالتی نمی کند. مدیریت اطلاعات منابع مشترکی را فراهم می کند که از آن حساب های مالی و حساب های مدیریت تهیه می شود و تفاوت بین دو نوع حساب نیز روش تهیه و استفاده از آن ها در تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.

در خاتمه می توان گفت مبحث مدیریت مالی یکی از موضوعات در حسابداری است که اگر به درستی و با دانش کافی در یک سازمان مورد استفاده قرار بگیرد زمینه رشد سازمان را به خوبی فراهم خواهد کرد و همچنین این نکته بسیار خائز اهمیت است که مدیریت مالی با گزارشگری مالی یا حسابداری مدیریت تفاوت عمده دارد و باید آن ها جدا از هم باشند. ما در این مقاله سعی کردیم تا به طور کلی شما را با مفهوم آن آشنا کنیم. امیدوارم که این مقاله برای شما مفید بوده باشد. لطفا در صورت سوال و یا نیاز به هر گونه مشاوره در زمینه مالی و حسابداری، مالیاتی یا بیمه ای به سایت و یا اینستاگرام ما به آدرس HESABGOO مراجعه فرمایید.

در صورت نیاز به هرگونه خدمات مشاوره مالیاتی، مشاوره بیمه تامین اجتماعی و انجام خدمات از قبیل تهیه صورت های مالی و پیاده سازی سیستم و کنترل و راهبری و اجرای آن با همکاران ما در تیم حسابداری حسابگو تماس بگیرید و اطمینان داشته باشید که بهترین خدمات در انتظار شماست.

منظور از نسبت های مالی چیست؟ معرفی کامل انواع نسبت های مالی

نسبت های مالی

نسبت‌های مالی مقادیر عددی هستند که با هدف به دست آوردن اطلاعات معنادار از صورت‌های مالی یک شرکت استخراج می‌شوند. اعداد استخراج‌ شده از صورت‌های مالی شرکت مانند ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان نقدینگی، در مواردی هم چون آنالیزهای مقداری و ارزیابی نقدینگی، رشد، حاشیه سود، سودآوری، نرخ بازگشت، ارزش‌گذاری و غیره استفاده می‌شوند. یکی از متداول‌ترین راه‌های تحلیل مالی، محاسبه و بررسی نسبت های مالی است. این نسبت‌ها در چندین گروه تعریف شده‌اند و هر کدام به یکی از جنبه‌های وضعیت مالی شرکت‌ها می‌پردازند. نسبت های مالی به دسته‌بندی‌های اصلی زیر تقسیم‌بندی می‌شوند:

فهرست این مقاله

نگاهی به کاربردها و کاربران تحلیل نسبت های مالی

تحلیل نسبت‌ های مالی دو هدف اساسی را دنبال می‌کند:

تعیین نسبت‌ های مالی در هر دوره و پیگیری تغییر مقادیر آن‌ها در طول دوره، با هدف کشف سرنخ‌هایی است که موجب پیشرفت موسسه می‌شوند. مثلا افزایش نرخ بدهی نسبت به دارایی می‌تواند نشان‌ دهنده‌ این باشد که شرکت تحت‌ فشار بدهی است و در نهایت آن موسسه را با خطر ورشکستگی مواجه کند.

مقایسه‌ نسبت های مالی با رقبای اصلی به این مدیریت مالی چیست؟ منظور صورت می‌گیرد که مشخص شود کدام قسمت شرکت عملکرد بهتر یا بدتری نسبت به میانگین صنعت مربوط به خودش دارد. مقایسه بازده دارایی بین شرکت‌ها به یک تحلیلگر یا سرمایه‌گذار کمک می‌کند تا تشخیص دهد کدام شرکت‌ها در جهت افزایش سودآوری، استفاده بهینه‌تری از دارایی‌شان داشته‌اند. استفاده‌ کنندگان نسبت های مالی به دو گروه استفاده ‌کنندگان داخلی و خارجی تقسیم می‌شوند:

  • استفاده‌ کنندگان خارجی: شامل تحلیلگران مالی، سرمایه‌گذاران خرده‌فروشی، اعتباردهندگان، رقبا، مقامات مالیاتی، مقامات نظارتی و ناظران صنعت می‌شوند.
  • استفاده‌ کنندگان داخلی: شامل مدیر تیم، کارمندان و مالکان می‌شوند.

منظور از نسبت‌‌های نقدینگی چیست؟

نقدینگی را می‌توان این طور تعریف کرد: «میزان توانایی شرکت در بازپرداخت دیون کوتاه‌مدت خود.» بنابراین نسبت‌های نقدینگی اطلاعاتی در مورد توانایی شرکت‌ها در پرداخت دیون کوتاه‌مدت یا عمل به تعهدات کوتاه‌مدتشان فراهم می‌آورند.

نسبت‌های نقدینگی متداول شامل موارد زیر می‌شوند:

  • نسبت جاری: توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت با دارایی‌های جاری

نسبت جاری: دارایی‌های جاری/ بدهی‌های جاری

  • نسبت آنی: توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت خود از محل دارایی‌های نقدی

نسبت آنی (سریع) = دارایی‌های جاری – موجودی مواد و کالا / بدهی‌های جار

  • نسبت وجه نقد: توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت خود از محل وجوه نقد. این نسبت محافظه­ کارانه‌ترین نسبت نقدینگی است که حساب‌های دریافتنی نیز در آن لحاظ نمی‌شود.

نسبت وجه نقد = موجودی نقدی+ سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت / بدهی‌های جاری

بررسی نسبت‌‌های اهرمی یا ساختار سرمایه

نسبت‌های اهرمی مقدار منابع دریافت شده از بدهی را اندازه‌گیری می‌کنند. در واقع، از نسبت‌های اهرمی برای ارزیابی سطح بدهی‌های کوتاه و بلندمدت شرکت استفاده می‌شود. نسبت‌های اهرمی شامل موارد زیر می‌شوند:

  • نسبت بدهی: توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه و بلندمدت با کل دارایی‌های موجود

نسبت بدهی = مجموع بدهی‌ها / مجموع دارایی‌ها

  • نسبت تسهیلات به سرمایه: میزان اتکای شرکت به استقراض از بانک و حقوق صاحبان سهام برای تامین مالی خود

نسبت تسهیلات به سرمایه = مجموع تسهیلات / مجموع تسهیلات + حقوق صاحبان سهام

  • نسبت پوشش بهره: نشان‌ دهنده توان شرکت در پرداخت هزینه‌های مالی مثلا بهره وام­‌های دریافتنی از محل سود عملیاتی

نسبت پوشش بهره = سود عملیاتی/ هزینه‌های مالی

معرفی نسبت‌های فعالیت

نسبت‌های فعالیت یا کارایی ابزارهایی هستند که برای سنجش کاربرد دارایی‌های شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرند و از طریق ارزیابی میزان فروش و تاثیر دارایی‌ها بر آن اندازه‌گیری می‌شوند. این گروه از نسبت‌ها، حجم فروش شرکت را با سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مختلف مانند موجودی کالا، دارایی ثابت و … مقایسه کرده و میزان به‌ کارگیری موثر منابع شرکت و راندمان عملیات آن را در دوره عملیات ارزیابی می‌کنند.

  • دوره گردش موجودی کالا یا میانگین سنی کالا: دوره گردش موجودی کالا، بازه زمانی را نشان می‌دهد که در آن دفعات گردش کالا اتفاق افتاده است. گردش موجودی کالا بیانگر این است که موجودی کالا و مواد اولیه شرکت در یک بازه زمانی مشخص – مثلا یک سال مالی – چند بار به فروش رسیده و جایگزین شده است.

دوره گردش موجودی کالا = متوسط موجودی مواد و کالا *۳۶۵ / بهای تمام‌ شده کالای فروش رفته

  • دوره وصول مطالبات: نشان‌ دهنده فاصله زمانی تحویل کالا به مشتری تا دریافت وجه نقد از مشتری است. به بیان دیگر، مدت‌ زمانی است که طول می­‌کشد تا شرکت مطالبات خود را از مشتریان دریافت کند. با بررسی این نسبت درمی‌یابیم که شرکت درآمد فروش خود را در چه بازه زمانی به چرخه عملیاتی بازمی‌گرداند.

دوره وصول مطالبات = متوسط حساب­‌های دریافتنی *۳۶۵ / فروش نسیه

  • دوره گردش عملیات: به دوره‌ای گفته می‌شود که در طول آن، یک شرکت، مراحل خریداری مواد اولیه، تولید کالا، ارسال به دست مشتری و در نهایت دریافت وجه نقد را سپری می‌کند.

دوره گردش عملیات = دوره وصول مطالبات + دوره گردش موجودی کالا

  • گردش دارایی: این نسبت، میزان تأثیرگذاری گردش دارایی‌ها را در کسب درآمد شرکت نشان می‌دهد و بیانگر این است که چگونه دارایی‌های شرکت برای ایجاد درآمد به کار گرفته می‌شوند. با مقایسه این نسبت در دوره‌های گذشته می‌توان به این نتیجه رسید که افزایش دارایی‌ها در کسب درآمد بیشتر توسط شرکت، تأثیرگذار بوده است یا خیر.

گردش دارایی = فروش خالص / میانگین جمع دارایی­‌ها

  • گردش دارایی‌های ثابت: این نسبت، بیانگر میزان تأثیرگذاری دارایی‌های ثابت شرکت بر کسب درآمد آن است.

گردش دارایی‌های ثابت = فروش خالص / میانگین دارایی­‌های ثابت

  • دوره پرداخت بدهی‌­ها: نشان­ دهنده مدت‌ زمانی است که طول می­‌کشد تا شرکت بدهی خود را با تامین‌ کنندگان – بدهی بابت خرید مواد اولیه به‌صورت نسیه – تسویه کند.

دوره پرداخت بدهی‌­ها = متوسط حساب­‌های پرداختنی *۳۶۵ / خرید نسیه

  • نسبت گردش سرمایه جاری: سرمایه در گردش، تفاوت دارایی جاری از بدهی جاری شرکت است. این سرمایه، بخشی از خالص دارایی‌های جاری است که مستقیم یا غیرمستقیم تسهیلاتی را در چرخه تولید ایجاد می‌کند.

گردش سرمایه جاری = فروش / سرمایه در گردش

  • نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش: با توجه به اینکه یکی از اجزای تشکیل‌ دهنده دارایی جاری، موجودی کالا است، نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش نشان‌ دهنده آن است که چه مقدار از سرمایه در گردش شرکت را موجودی کالا تشکیل داده است.

موجودی کالا به سرمایه در گردش = موجودی کالا / سرمایه در گردش

منظور از نسبت‌های سودآوری چیست؟

نسبت‌های سودآوری، توانایی شرکت برای تولید درآمد مرتبط با عملکرد و سود سهام، دارایی‌های ترازنامه، هزینه‌های عملیاتی و سهام را اندازه‌گیری می‌کند. مهم‌ترین نسبت های مالی سودآوری شامل موارد زیر می‌شوند:

  • بازده دارایی‌­ها: نسبت بازده دارایی‌ها نشان‌ دهنده آن است که شرکت چگونه از منابع و دارایی تحت اختیار خود برای کسب سود بهره برده و برای سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان خود بازدهی ایجاد کرده است. نسبت بازده دارایی‌ها می‌تواند شاخص نهایی برای ارزیابی کفایت و کارایی مدیریت شرکت باشد.

بازده دارایی = سود خالص / میانگین جمع دارایی­‌ها

  • بازده حقوق صاحبان سهام: شیوه‌ای برای اندازه‌گیری میزان سودآوری شرکت است که روش ایجاد سود با استفاده از سرمایه سهامداران را روشن می‌کند.

بازده حقوق صاحبان سهام = سود خالص / حقوق صاحبان سهام

  • حاشیه سود ناخالص: این نسبت، عملیات اجرایی و کسب درآمد شرکت را ارزیابی می‌کند و همچنین توانایی شرکت در کنترل بهای تمام‌ شده کالای فروش رفته را بررسی کرده و رابطه‌ بین فروش و هزینه‌های تولید کالای فروخته‌ شده را نشان می‌دهد.

حاشیه سود ناخالص = سود ناخالص / فروش

  • حاشیه سود عملیاتی: نسبت سود عملیاتی نشان‌ دهنده این است که هر یک ریال فروش محصولات یا خدمات چه تأثیری در سود عملیاتی شرکت دارد.

حاشیه سود عملیاتی = سود عملیاتی / فروش

  • حاشیه سود خالص: درصد حاشیه سود خالص شرکت نشان‌ دهنده این است که از هر ۱ تومان فروش شرکت چه مقدار آن به سود خالص تبدیل‌ شده است.

حاشیه سود خالص = سود خالص / فروش

آشنایی با نسبت‌های ارزش بازار

این نسبت‌ها منعکس‌ کننده نگرش سهامداران و تحلیل گران بازار سرمایه در خصوص عملکرد گذشته و پیش‌ بینی روند آتی شرکت هستند. انواع متداول نسبت‌های ارزش بازار عبارت‌اند از:

  • نسبت ارزش دفتری (P/BV): این نسبت بیانگر ارزش ثبت‌ شده خالص دارایی‌ها بر مبنای هر سهم از سهام عادی هستند.

P/B = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی * تعداد سهام در دست سهامداران عادی / حقوق صاحبان سهام

  • نسبت قیمت به درآمد (P/E): این نسبت، دیدگاه تحلیل گران بازار سرمایه را در خصوص سودآوری آتی شرکت تعیین می‌کند و از تقسیم قیمت بازار هر سهم عادی در یک دوره زمانی خاص و سود سالانه آن به دست می‌آید.

P/E = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی

  • نسبت قیمت به فروش (P/S): این نسبت که از حاصل تقسیم ارزش بازار شرکت بر کل فروش ۱۲ ماهه ایجاد می‌شود، به شما می‌گوید برای هر یک ریال فروش سالانه چقدر هزینه می‌کنید.

P/ S = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / کل فروش ۱۲ ماه اخیر شرکت

  • قیمت به جریان نقدینگی (P/CF): این نسبت از توان قابل ملاحظه‌­ای برای پیش ­بینی بازده سهام برخوردار است و معمولا به‌ وسیله سرمایه‌گذاران نهادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نسبت قیمت به جریان نقدینگی، مواردی از قبیل استهلاک، تخفیف درآمد و مواردی از نقدینگی را که توسط کسب و کار ایجاد شده حذف می‌کند.

P/ CF = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / جریان نقدی هر سهم

جریان نقدی هر سهم = سود هر سهم + (استهلاک دارایی‌های مشهود و نامشهود / تعداد سهام شرکت)

  • نسبتPEG: نسبتی است که برای تعیین ارزش سود هر سهم تا زمانی که نرخ رشد سود سهام شرکت در نظر گرفته شود مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نسبت مبتنی بر نسبت P/E است و چشم‌انداز رشد یک سهم را در نظر می­‌گیرد. محاسبه بدین شکل است که نسبت P/E را به نرخ رشد سالانه درآمد بر مبنای ارزش ۵ سال آینده تقسیم می‌کنیم. اگر نتیجه کمتر از یک باشد بیانگر آن است که بازار به‌طور کامل چشم‌اندازی در خصوص این سهم ندارد.

PEG = (قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی) / نرخ رشد سالانه درآمد

محدودیت نسبت های مالی چیست؟

تحلیل نسبت‌های صورت‌های مالی به‌ طور گسترده‌ای توسط تحلیل‌گران مالی، سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان به کار می‌رود. در واقع این نسبت‌ها وضعیت اقتصادی واحد تجاری را در مقایسه با صورت‌های مالی به شکل بهتری انعکاس می‌دهند. از سوی دیگر، نسبت های مالی در مدل‌های پیش‌بینی به‌ طور موفقیت‌آمیزی به کار می‌روند. اما با وجود استفاده وسیع از نسبت‌ های مالی این تکنیک‌ها با برخی از محدودیت‌ها روبه‌رو هستند که تفسیرها را با پاره‌ای از ابهام مواجه می‌کنند.

نمونه‌هایی از محدودیت‌های نسبت های مالی

  1. با توجه به اینکه نسبت‌ها بر مبنای اطلاعات تاریخی هستند، میانگینی از شرایط موجود در گذشته به شمار می‌روند.
  2. هنگامی‌ که اطلاعات بر مبنای بهای تمام‌ شده تاریخی باشند قادر به انعکاس سطح عمومی قیمت‌ها و ارزش‌های جاری نخواهند بود.
  3. از آنجایی که روش محاسبه هر نسبت استاندارد نیست، بنابراین نمی‌توان تاثیر نفوذ اطلاعات گزینش‌ شده را در محاسبات نادیده گرفت.
  4. استفاده از روش‌های مختلف حسابداری می‌تواند بر نسبت‌ها اثرگذار باشد. مثلا استفاده از روش‌ «فایفو» نتیجه‌ متفاوتی نسبت به استفاده از روش «لایفو» ایجاد می‌کند.
  5. همچنین تغییرات در اصول و برآوردهای حسابداری – مثلا تغییر از روش فایفو به لایفو – نیز در تغییر نسبت های مالی تأثیرگذار هستند. علاوه بر این، برای استفاده از اطلاعات در روندهای درازمدت، ممکن است نیازمند تبدیل اطلاعات با هدف حذف رویدادهای غیرعادی و غیرمترقبه باشیم.
  6. با توجه به تفاوت‌های موجود در ویژگی‌های عملیاتی شرکت‌های مختلف مانند خطوط تولید، روش عملیات، نحوه تامین مالی و منطقه جغرافیایی شرکت‌ها مقایسه بین شرکتی دشوار است.

به هنگام استفاده از نسبت های مالی، محتاط باشید!

اگرچه محدودیت‌های صورت‌های مالی بسیار با اهمیت هستند. اما با این حال، تحلیل نسبت‌ها از تکنیک‌های مهم تفسیر صورت‌های مالی به شمار می‌رود. زیرا نسبت‌ها نشانگر ارتباط‌هایی میان عناصر اساسی صورت‌های مالی شرکت‌ها هستند. در هر صورت، نتایج حاصل از نسبت های مالی باید با احتیاط بیشتری مورد استفاده قرار گیرند.

چطور با تخفیف کارمزد در صرافی های ارز دیجیتال ثبت نام کنیم؟

نام صرافی تخفیف کارمزد IP خارج از ایران لینک ثبت نام
کوکوین دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کوینکس
دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت پین
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کیوسک دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت ۲۴
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
آبان تتر
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.

برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

ساختار سرمایه (Capital structure)

ساختار سرمایه

تعریف ساختار سرمایه یا ساختار مالی چیست؟

برای شروع هر پروژه نیاز به منابع مالی وجود دارد. این منابع مالی می‌تواند از طریق سرمایه شخصی و شراکت با دیگران تأمین شده یا قرض (وام) گرفته شود. به ترکیب خاصی از این دو مورد شامل بدهی بلندمدت و کوتاه مدت شرکت، حقوق صاحبان سهام عادی و حقوق صاحبان سهام ممتاز ساختار سرمایه گفته می‌شود.

به زبان ساده ، ساختار سرمایه یک شرکت نسبت بدهی و حقوق صاحبان سهام است که منابع سرمایه ی شرکت هستند و جهت استفاده عملیات و دارایی های شرکت استفاده می شوند.

بنابراین برای بهینه سازی ساختار سرمایه یک شرکت، شرکت ها تصمیم می گیرند که لازم است بدهی را بیشتر کنند یا حقوق صاحبان سهام را؟ با توجه به این تصمیم برای افزایش بدهی اقدام به دریافت وام یا انتشار اوراق مشارکت می کنند و برای افزایش حقوق صاحبان سهام، افزایش سرمایه از آورده ی نقدی انجام خواهند داد.

مشکل اصلی برای مدیران مالی شرکت ها تصمیم‌گیری راجع به این است که چه مقدار پول باید قرض گرفته شود و بهترین ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام چیست. مدیران مالی همچنین باید ارزان‌ترین منابع مالی برای شرکت را بیابد.

ساختار سرمایه همچنین با عنوان ساختار مالی نیز شناخته می‌شود.

ساختار سرمایه بهینه

به طور کلی ، بهینه بودن ساختار سرمایه به چند عامل بستگی دارد:

  • شرایط اقتصادی فعلی مربوط به سرمایه گذاری های فعال.
  • ساختار ســرمایه حل حاضر شرکت، شاید دیگر جایی برای اضافه کردن بدهی نداشته باشد.
  • مرحله فعلی چرخه حیات شرکت، که می تواند نشان دهنده ی ریسک عمومی شرکت باشد.

داشتن بدهی زیاد از یک طرف خطر نکول را افزایش می دهد که به معنی ناتوانی شرکت در بازپرداخت بدهی ها است. اما وابستگی زیاد به حقوق صاحبان سهام ممکنه باعث کاهش درآمد شود و بازده زیادی مدیریت مالی چیست؟ را برای سرمایه گذاران ایجاد نکند. بنابراین ایجاد تعادل مناسب بین بدهی و حقوق صاحبان سهام مهم است.

در حالت ایده آل ، یک شرکت می خواهد هزینه سرمایه خود را کاهش دهد، پس از ترکیبی از بدهی و حقوق صاحبان سهام برای رسیدن به نقطه بهینه ی هزینه سرانه استفاده می کند. که کمترین هزینه ی سرمایه رو داشته باشند.

توضیحات مدیر مالی در مورد ساختار سرمایه

اگر شرکت را مانند یک کیک در نظر بگیریم، ساختـار سرمایه مشخص‌کننده چگونگی تقسیم آن کیک است. ساختـار سرمایه مشخص‌کننده آن است که چند درصد از وجوه موردنیاز شرکت از طریق وام و چند درصد از طریق شراکت و سهامداران تأمین شود.

موضوعی که در اینجا از اهمیت بالایی برخوردار است، ترکیب بهینه بدهی و حقوق صاحبان سهام است. در نظر گرفتن انواع هزینه مانند هزینه انتشار سهام، هزینه مذاکره با شرکت‌های تأمین سرمایه، هزینه‌های وام‌گیری از شرکت‌های داخلی و بین‌المللی و … از اهمیت بسیاری برای مدیران مالی برخوردار است.

نسبت یک شرکت از بدهی‌های کوتاه مدت و بلندمدت در هنگام تحلیل ساختار سرمایه در نظر گرفته می‌شود. وقتی مردم به ساختار سرمایه اشاره دارند احتمالاً منظورشان نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام شرکت است که تصویری کلی از میزان ریسکی بودن سرمایه گذاری در شرکت نشان می‌دهد. معمولاً سرمایه گذاری در شرکتی که عمده تأمین مالی آن از طریق بدهی های مختلف انجام می‌شود، چون تقریباً اهرم بالایی دارد، ریسک بیشتری را با خود به همراه خواهد داشت.

معادل‌ انگلیسی ساختار سرمایه عبارت است از:

Capital structure, Financial structure

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش پرسش و پاسخ سوالات مالی مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این نوشته در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.

مدیریت مالی چیست؟

شمارش معکوس برای حذف کسب و کارهایی که در اینترنت فعالیت ندارند، آغاز شده است.

رسالت بامارشد، ایجاد تحولی در عرصه ی کسب و کار است تا رشد و توسعه ی کسب و کارهای کوچک، متوسط و بزرگ را رقم بزند.

همه چیز درمورد مدیریت مالی

هرچیزی که درمورد رشته و کنکور مدیریت مالی نیاز دارید بدونید، در وبسایت بامارشد قابل دسترسیه. فقط کافیه با تیم متخصصان بامارشد همراه باشید تا با اطلاعات مفیدی که بصورت رایگان دراختیارتون قرار میگیره، بتونید بهترین تصمیم رو برای آیندتون بگیرید.

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 20 دقیقه

لیست مطالبی که می خوانیم:

مدیریت مالی چیست؟ (?What is Financial Managment)

مدیریت مالی ، مدیریت منابع و مصارف به صورت اثر بخشه. یعنی چی؟ یعنی مدیر مالی میاد با برنامه ریزی درست، منابع و مصارف رو طوری مدیریت میکنه که ارزش شرکت و در نتیجه ثروت سهامدارا افزایش پیدا کنه.

به زبون فارسی سخت بخوام بگم مدیریت مالی ، افزایش سرمایه (تامین مالی) و نحوه ی تخصیص اون(مدیریت مالی چیست؟ مثل بودجه بندی سرمایه‌ای) رو شامل میشه. البته این فقط مخصوص بودجه بندی منابع بلند مدت نیستا. بلکه منابع کوتاه مدتی مثل دارایی‌های جاری رو هم در بر می‌گیره. همچنین با سیاست توزیع سود سهامدارها هم مرتبطه.

اهداف مدیریت مالی (Financial management goals)

هدف اصلی مدیریت مالی یا بهتره بگم هدف مدیر مالی اینه که مهارتهایی که یاد گرفته رو بکار بگیره و بنگاههای اقتصادی رو به هدفشون برسونه. چه هدف تو هدفی شد!

حالا بنگاهای اقتصادی چین و هدفشون چیه؟

سوال قشنگیه. بنگاهای اقتصادی همون شرکتها و اینان. هدفشونم اینه که ارزششون بره بالاتر. حالا بعضیا میگن هدف بالابردن سودشونه که خب اینو بهتره نگیم. چون تعریف سود یکم تنوع داره.(پول مهمه ها ولی ارزش زمانیشم مهمه اینو حواستون باشه.). پس هدف اصلی رو همون بالا بردن ارزش بنگاه تو بلند مدت در نظر بگیریم جامع تره.

باز ترش میکنم. توی جامعه گروههای مختلفی هستن که توی این شرکتها ذی نفعن. نمونه اش دولت، کارکنا، مدیرا و مصرف کننده ها. توی هدف گذاری مدیریت مالی باید منافع همه ی گروها در نظر گرفته بشه.

ینی چی؟ ینی ساز و کارها باید طوری برنامه ریزی بشن که نتیجه به نفع همه ی گروه ها باشه. خدایی نکرده یطوری نشه که مثلا قیمت یه کالا بره بالا و به نفع سهامدارا بشه. ازونطرف کیفیت چنگی به دل نزنه و به ضرر مصرف کننده مدیریت مالی چیست؟ بشه.(دور از جون جامعه ی ما البته)

نتیجه میگیریم که مدیر مالی باید بتونه ساز و کار های کنترلی خوبی طراحی کنه تا شرکت دچار تضاد منافع!نشه.

تعریف مدیریت مالی و وظیفه مدیر مالی

مدیریت مالی نوین | تحول در دانش مدیریت مالی (New Financial Managment)

جنگ جهانی دوم که تموم شد اقتصاد دانها با روشهای تحلیلی خاص خودشون برا حل مشکلات وارد حوزه ی مدیریت مالی شدن. مقدمشان گلباران!

خب نتیجه چی شد؟ بطور خلاصه خط مشی شرکتها و چه و چه جدید شد. 5 تا نظریه ی زیر بقول معروف سنگ بنای مدیریت مالی نوین به حساب میان:

  • نظریه بازارهای کارا(رفتار تعادلی تغییر قیمتا رو تو طول زمان تحلیل میکنه)
  • نظریه ی بدره (اینکه اوراق بهادار چجوری گزینش بهینه بشن رو تحلیل میکنه)
  • نظریه قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (توی شرایطی که اطمینانی وجود نداره، متغیرهای تعیین قیمت رو تحلیل میکنه)
  • نظریه قیمت گذاری اختیار معامله (متغیرهای تعیین کننده قیمت رو قبل از خرید سهام تحلیل میکنه)
  • نظریه نمایندگی (نحوه ی کنترل تضاد منافع رو تحلیل میکنه)

مطلب فوق تخصصی شد و حقیقتا رس مغزمو کشید. یه زنگ تفریح بریم؟

دوست داشتم میتونسیم تصویر زیر رو رنگ آمیزی کنیم یکم خستگی مغزمون در بره 🙂

مدیریت مالی نوین، چرا و چگونه؟

مدیریت مالی نوین

جایگاه مدیریت مالی | آینده شغلی رشته مدیریت مالی ( Career future of Financial Managment)

فارغ التحصیلای رشته مدیریت مالی ، مباحث تئوری مدیریت مالی چیست؟ حوزه های مختلف رو یاد میگیرن.(مثل سرمایه گذاری و بانکداری و بیمه و مدیریت ریسک و مهندسی مالی _ارائه روشهای نوین مالی_ تامین مالی و اعتباری و…). همچنین می تونن توی پستهای مرتبط سازمانی مشغول بکار بشن. (مثل معاونت مالی و معاونت سرمایه گذاری و تامین مالی اعتبارات مالی در بانکها و ارزیابی اقتصادی پروژه ها و شرکتهای سرمایه گذاری و بورس اوراق بهادارو…). وای نفس کم آوردم.

“خیلی اصطلاحات قلمبه سلمبه و دهن پرکن و جذابی داره این رشته. صبر کنین حالا در ادامه جذاب تر هم میشه. شخصا علاقه مند شدم بهش.”

همه ی شرکتا برا حفظ خودشون و درآمد زایی و سود آوری بیشتر، به مدیریت مالی و یه مدیر مالی حسابگر و خوب نیاز دارن. توی شرکتای کوچیک کنترل اوضاع و مدیریت به عهده ی مدیرعامل و حسابدار اون شرکته. ولی توی شرکتای بزرگ که بطور جداگونه بخش مالی مستقل دارن همه ی وظایف به دوش مدیر مالیه. حواستون باشه فارغ التحصیلای این رشته، مشاور و مدیرسرمایه گذاری و مالی شرکتا میشن. برنامه ریزی برا استفاده درست از منابع نقدی و غیر نقدی به عهدشونه. پس باید تخصص داشته باشن. ضریب هوشیشونم باید بالا باشه. آشنایی با بازارهای پول و سرمایه هم که دیگه میدونین خیلی مهمه.

جایگاه فارغ التحصیلان و آینده ی شغلی رشته مدیریت مالی

آینده ی شغلی مدیریت مالی

کار و درآمد رشته مدیریت مالی به چه صورته؟ | بازارکار مدیریت مالی (How is the Work and Income of Financial Management? )

از همه ی اینها بگذریم رشته مدیریت مالی بازار کار خوبی داره. دانشجوهای این رشته میتونن امیدوار باشن که بعد از فارغ التحصیلی آینده ی شغلی درخشانی در انتظارشونه. البته به شرط اینکه برای ورود به بازارهای سرمایه در کنار تحصیلات، تجربه علمی و عملی هم کسب کنن.اونموقع میتونن حتی با سرمایه کم و خیلی راحت وارد این بازارها بشن. با اعتماد به نفس بالا و در کنارش استفاده از سرمایه ی بقیه توی سود آوریشون هم شریک بشن.

پس دست بجنبونین. اگه فارغ التحصیل یا دانشجوی این رشته این. یا حتی اگه تازه میخواین وارد دانشگاه بشین. باید خیلی خیلی تلاش کنین. حسابی مطالعه داشته باشین. تحقیق کنین. دقتتونو ببرید بالا. سعی کنید خودتونو با پشتکار و با اراده نشون بدین. روحیتونو بالا نگه دارین و هی خودتونو تو دل استاداتون جا کنین:). باور کنین اگه یخورده سختی اولیه رو تحمل کنین و زمین بخورین و بلند شین و تجربه کسب کنین خیلی زود به نتیجه ی دلخواهتون میرسین. موفقیتتون آرزوی قلبی تیم ماست. بامارشد تمام تلاششو میکنه تا شما با آگاهی کامل بتونین درست تصمیم بگیرین و انتخاب کنین.

یه نکته مهم:

اونایی که به مهارتای هفت گانه ICDL و نرم افزارای پر کاربرد مدیریت مالی مثه SAS ،LabView، Mathematica، Mathcad، Minitab، ، SPSS، MATLAB، Microsoft Project و … تسلط داشته باشن، خیلی بهتر و راحت تر از بقیه میتونن جذب بازار کار بشن. پس کنار درسای دانشگاهیتون سعی کنین حواستون به تقویت مهارتها و دانش غیر تئوریتونم باشه.

یه مدیرمالی چقدر باید کار کنه؟ | ساعت کاری مدیرمالی

امور مالی جزو کارای حساس حساب میشه و پر از جزئیاته. مدیرای مالی ساعت های طولانی حتی مثلا ممکنه تا 60 ساعت تو هفته کار کنن. این طولانی بودن ساعتای کاریشون بخاطر اینه که باید همه ی امور مالی رو مدیریت کنن. توی جلسات تجاریکه درباره مسائل مالی و این چیزا بحث میشه شرکت کنن. حتی تو شرکتای بین المللی مدیرای مالی ممکنه نیاز بشه که توی جلسات خارج از کشورکه به امور اقتصادی و مالی ربط داره هم شرکن کنن.(چه باکلاس)

جدای از اینا گاهی این مدیرا باید برا اینکه با مشتری ها دیدار داشته باشن به شرکتا و دفاتر دیگه هم برن. خلاصه که بهتون بگم. درسته کار جذابیه و پرستیژ بالایی داره امااا پدر در بیاره. قشنگ عصاره ازتون گرفته میشه :))))))

بنظرتون درآمد مدیرمالی چقدره؟

خب خب رسیدیم به مبحث جذاب پول و درآمد. یه خبر خوب بدم ذوق کنید. درآمد مدیرای مالی نسبت به سایرشغل ها بیشتره. مخصوصا شغلای مالی و اقتصادی و حسابداری. البته که هرچی مدیر حرفه ای تر و با سابقه تر، درآمدش هم بیشتر. گفتم تلاش کنین برا همین بود. 😉

من دقیق نمیتونم عدد بگم ولی بطور حدودی، درآمد مدیرای مالی توی حوزه های مختلف و شرکتهای کوچیک از 5 میلیون تا 14 میلیون و شرکتهای بزرگ حتا تا 20 میلیون هم متغیره. دیگه بستگی داره توی چه شهری باشین. چه سمتی داشته باشین و چقدر زحمت بکشین. هرچی بکارین درو میکنین. این عدد و رقما برا مدیراییه که توی سازمانا و شرکت های دولتی و خصوصی استخدامن. اگه یه نفر کارآفرینی کنه یا یه کسب و کار مستقل برا خودش دست و پا کنه اوضاعش فرق میکنه. اون دیگه آقای خودشه و ایشالا توی کارش به درآمدای نجومی هم میرسه.:)

مدیر مالی چقدر و چطوری باید کار کنه؟

درآمد مدیر مالی

اگه تازه میخواین وارد این رشته بشین خوبه که بدونین چی نیاز دارین!

  • خیلی مهمه که به مباحث مالی و سرمایه گذاری و این چیزا و مطالعه درباره رویدادهای داخلی و خارجی علاقه داشته باشین.
  • تو این رشته و این حوزه فعالیت ها، ریسک پذیری خیلی مهمه. باید روحیه ریسک پذیری بالایی داشته باشین.
  • باید توانایی و قدرت تجزیه تحلیل داده ها و نسبت های مالی رو داشته باشین. وگرنه بدجور میمونین تو آمپاس!
  • برای این رشته اعتماد به نفس بالا نیازه. و نکته مهم اینه که باید توانایی کنترل احساساتتونو داشته باشین و مغرور هم نشین.

“اصلا نگران نباشین در ادامه بیشتر درباره این رشته توضیح میدم. طوریکه آخر مقاله قشنگ بتونین به یه نتیجه ی خوب برسین.;)”

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا